پنجشنبه 26 فروردين 1395
گزارش نشست تخصصی «توافق نامه پاریس ۲۰۱۵ تغییرات اقلیم»

گزارش نشست تخصصی «توافق نامه پاریس ۲۰۱۵ تغییرات اقلیم»

تهیه و تنظیم: اعظم پازدار

 

انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد با همکاری دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی نشست تخصصی «توافق نامه پاریس ۲۱۰۵ تغییرات اقلیم» را در روز چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ با حضور استادان و کارشناسان برجسته در تالار عدالت دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی برگزار نمود. در ادامه می توانید شرح کامل گزارش این نشست را مطالعه نمایید.

 

دکتر نسرین مصفا

رئیس انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت تمامی کسانی که دعوت انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد را پذیرفته و در این جلسه شرکت کردند. از طرف انجمن به همه شما خوش آمد می گویم. انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد در راستای تحقق وظایف مندرج در اساسنامه خود همواره به موضوعات در دستور کار بین المللی توجه داشته و این سومین نشستی است که با موضوع محیط زیست و تغییرات اقلیم در انجمن برگزار می کنیم. از استادان ارجمند آقای دکتر عبداللهی، آقای دکتر فریادی، آقای دکتر مشهدی و آقای امین منصور، دیپلمات برجسته وزارت امور خارجه، تشکر می کنم که امروز دعوت انجمن را برای برگزاری این نشست پذیرفته اند و در خدمتشان هستیم.

در رابطه با موضوع این نشست باید بگویم که نتیجه دو هفته مذاکرات بی‌امان در پاریس، یک شگفتی بزرگ اما قدمی کوچک بود که در ۳۱ صفحه تحت عنوان «توافق تغییرات اقلیم پاریس» مستند گردید. این توافق، راه حل گرمایش زمین و راه حفظ کره خاکی نیست بلکه تلاشی است برای ایجاد ساختار و تحرک برای کاهش گازهای گلخانه ای. این توافق، ‌مجموعه از ابزارهای دیپلماتیک را درنظر گرفته تا با استفاده از آنها، کشورها انتشار گازهای گلخانه ای را به شدت کاهش دهند.

پاراگراف اولیه سند توافق، آینه امیدهای جهانیان برای اقدامات بیشتر جهت جلوگیری از گرمایش زمین است؛ چرا که ابراز امیدواری کرده تا «در سریع ترین فرصت ممکن» روند انتشار گازهای گلخانه ای معکوس و گرمایش زمین در کمتر از دو درجه سانتی گراد (یا یک و نیم درجه سانتی گراد) محدود گردد. این در حالی است که زمین یک درجه گرم تر شده است.

در عین حال، توافق تدابیری برای شفاف سازی جهت حصول اطمینان از کاهش گازهای گلخانه ای در نظر گرفته است. کشورها هر پنج سال یک بار گردهم خواهند آمد تا در وعده های خود در سطح گازهای گلخانه ای تجدیدنظر نمایند. هدف کشورهای ثروتمند نیز ارائه سالیانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار (از طریق دولت ها یا بخش خصوصی) به کشورهای فقیرتر جهت کمک به سرمایه گذاری در انرژی های پاک و مواجهه با افزایش سطح آب دریاها، خشکی، سیل و دیگر اثرات مخرب تغییرات اقلیم است.

شاید توافق پاریس، آسان ترین قدم در رویارویی با تغییرات اقلیم به شمار آید لیکن بی شک، مهم ترین دستاورد سال های اخیر بعد از بن بستی طولانی مدت بود. کشورها متعهد شده اند تا وابستگی به سوخت های فسیلی را کاهش دهند، سیاست های جدید را پی گیرند، فناوری های جدید به کار بندند و فراتر از قول های فعلی گام برداند.

این توافق، یک هدف برآیند برای دمای زمین دارد، یک هدف برآیند برای انتشار گازهای گلخانه ای تا سال ۲۰۳۰ و هدف دیگری تا نیمه دوم قرن دارند.

با وجود مباحث فراوان برای پیگیری خسارت ها و غرامت ناشی از تغییرات اقلیم، این موضوع به ایجاد کمیته ای برای بررسی جابجایی ها و موضوعات مرتبط ناشی از تغییرات اقلیم ختم شد.

توافق پاریس، سازکار گزارشی و نظارتی در نظر گرفته است. گرچه این سازکار هنوز به طور کامل مشخص نشده است، لیکن بدلیل مخالفت چین و هند، تصریح شده است که این نظارت‌ها «چارچوب شفاف سازی» ست که «تسهیل‌گر، غیرمداخله‌جویانه، و غیرتنبیهی و در عین حال ضامن حاکمیت ملی دولت‌ها و فشار مضاعف به آنان است.»

جایگاه حقوقی این توافق، منعکس‌کننده واقعیات تغییرات اقلیم است. وعده های کاهش گازها و امثالهم اجباری نیست و تنبیهی در نظر گرفته نشده است لیکن بسیاری از سازکارهای حمایتی همچون گردهمایی پنج ساله یا شفاف‌سازی، اجباری است.

محتوای توافق پاریس زمانی اجرایی می شود که ۵۵ کشوری که مسبب ۵۵ درصد آلایندگی جهانی هستند، به آن بپیوندند (یعنی چین، اروپا، آمریکا، هند و روسیه). اجلاس بعدی در سال ۲۰۱۶ در مراکش برگزار خواهد شد.

می بایست در انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد از دست دادن دبیرکل سابق سازمان ملل پطروس پطروس غالی را نیز یادآوری کنیم. ایشان در سال ۱۹۹۲ دبیرکل ملل متحد شدند و در همان سال ما کنفرانس ریو را داشتیم که کنوانسیون چارچوب تغییرات اقلیم هم در همان ماه های اول دبیرکلی پطروس غالی تدوین و تصویب شد و مبنایی برای توجه بین المللی و حمایت از این موضوع مهم در عرصه بین المللی شد. فکر می کنم که پطروس غالی نقش مهمی در سازمان ملل متحد داشت. او به ادبیات ملل متحد کمک کرد، پس از پایان جنگ سرد دبیرکلی بود که با فضای جدیدی در ملل متحد کار را آغاز کرد، البته دبیر کلی بود که به دلایل مختلف که کم و بیش مستحضر هستید نتوانست در هر دو دوره دبیرکل ملل متحد باشد. ایشان دبیرکلی از آفریقا بود که دستورکار برای صلح، برای توسعه و اسناد وابسته به آن را تصویب کرد. فکر می کنم که هیچ دبیر کلی مانند پطروس غالی در آن زمان به حال مردم کشورهای در حال توسعه، نسبت به کاهش شکاف بین فقیر و غنی و موضوعات انسانی نگاه نکرده بود. در زمان او ملل متحد مصائبی را تحمل کرد، فاجعه روآندا، فاجعه سومالی، قضیه تائیتی و در پی آن مشکلاتی که در عرصه بین المللی وجود داشت و پطروس غالی با یک دنیا از مشکلات در ملل متحد رو به رو شد، یادش گرامی باد.

به هر حال دبیرکل های ملل متحد علی رغم تمام انتقادهایی که به آنها می شود کار سختی را انجام می دهند. امسال هم ما انتخاب دبیر کل جدید ملل متحد را خواهیم داشت و اگر مصوب بشود انجمن سعی می کند که یک جلسه ای را به پطروس غالی و کارهایی که در ملل متحد انجام داد برگزار نماید.

در پایان، از استادان محترم و جناب آقای دکتر شاملو و همکاران ایشان در دانشگاه شهید بهشتی که امکان برگزاری جلسه در این دانشگاه را فراهم کردند عمیقاً سپاسگزاری می کنم و از جناب آقای دکتر عبداللهی استدعا می کنم تشریف بیاورند و جلسه را ادامه بدهند.

 

دکتر محسن عبداللهی

دانشیار دانشگاه شهید بهشتی و عضو هیئت مدیره انجمن

خدمت اساتید محترم و سروران گرامی عرض سلام و خیر مقدم دارم.از سرکار خانم دکتر مصفا ریاست محترم انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد،از دانشکده حقوق و مشخصا از جناب آقای دکتر شاملو معاون محترم دانشکده برای برگزاری این جلسه سپاسگزاری میکنم.

عرائضم را با جمله پایانی کلیپی که در رابطه با موضوع امروز پخش شد آغاز میکنم،آنها تسلیم خواهند شد در صورتی که ما تسلیم شویم.این جمله به این معنی است که بشر نباید در برابر بلایای زیست محیطی تسلیم شود.عمر حقوق محیط زیست و حقوق بین الملل محیط زیست به نسبت سایر گرایشهای حقوق بین الملل کوتاه است شاید حداکثر بتوان صحبت از چهل یا پنجاه سال کرد،اما در همین مدت کوتاه هم جامعه بین المللی نشان داده اند که در حوزه هایی به طرز قابل ستایشی در مبارزهبا بلایای طبیعی موفق بوده اند،نمونه چنین توفیقی را شما می توانید در رژیم حقوقی مبارزه با مواد کاهنده لایة ازن مشاهده بفرمایید. هنگامی که در دهه هفتاد میلادی هشدارها در مورد سوراخ شدن یا نازک شدن لایه ازن در قطب شمال به صدا درآمد کسی فکر نمی کرد که دولتها موفق بشوند تا پایان هزاره بخش قابل توجهی از این مشکل را مرتفع کنند.با تصویب کنوانسیون چارچوبی سال۱۹۸۵ و سپس پروتکل مون رئال و اصلاحات پنج گانه آن، آمارها نشان دهنده ترمیم لایة ازن است بنابراین باید مثبت بود باید مثبت نگاه کرد تلاش کرد نا امید نشد و تسلیم نشد.ما صدای سایر جانوران دیگر هستیم آنها قربانی خاموش بلایای انسان ساز محیط زیست هستند.

قبل از اینکه پنل را آغاز کنیم لازم است که از همکاران بسیار محترم که دعوت انجمن را پذیرفتند و در این پنل اقدام به سخنرانی خواهند کرد تشکر کرده و البته این نکته را هم ذکر کنم که در جامعه حقوقی ایران افراد معدودی هستند که به این حوزه علاقه دارند و اقدام به تولید علم در این زمینه کرده اند.

از همکاران عزیز جناب آقای دکتر مشهدی استاد محترم دانشگاه مفید قم،دکتر فریادی استاد محترم دانشگاه مازندران و از جناب آقای امین منصور استدعا میکنم که تشریف بیاورند.

بنابر ترتیبی که با رهنمود و مشورت سرکار خانم دکتر مصفا مشخص گردیده و به دلیل طرح چهارچوب مفهومی و حقوقی لاجرم آغازگر نشست خواهم بود.عنوانی که بنده در این چارچوب انتخاب کردم «رژیم حقوقی مقابله با تغییرات اقلیم:دستاوردهای موافقت نامه پاریس» خواهد بود.مطالب را در دومحور ارائه خواهم داد.ابتدا رژیم حقوقی و سپس موافقت نامه پاریس.

در محور اول باید از تعریف تغییرات آب و هوایی آغاز کرد.تعاریف علمی و تعاریف حقوقی بسیار تحت تاثیر هم هستند یعنی تعاریف حقوقی از تعاریف علمی ریشه گرفته اند و برخلاف سایر رشته های حقوق،حقوق محیط زیست بسیار تحت تاثیر و پیرو یافته های علمی است.تعریفی که کنوانسیون تغییرات آب و هوایی ارائه می کند این است:تغییرات قابل انتساب به فعالیتهای انسانی است که در ترکیبات گازی اتمسفر رخ می دهد و در حال حاضر و این بازه زمانی منتهی به گرمایش کره زمین شده است.البته سروران عزیز مستحضرند که تغییرات اقلیمی در تاریخ بارها اتفاق افتاده است اما این تغییرات به طور طبیعی بوده و طبیعت توانسته خودش را با آن سازگار کند.مشکل تغییرات انسان ساز سرعت این نوع تغییرات است که امکان سازگاری با آنها را دشوار می کند.همچنین باید به تعریفی از گازهای گلخانه ای و پدیده گلخانه ای  اشاره کرد،شاید عبارت پدیده گلخانه ای به ما در فهم این مطلب کمک کند.در گرداگرد زمین سیستم یا سامانه آب و هوایی وجود دارد که از ترکیبات گازی مشخصی تشکیل شده است این ترکیبات به طور طبیعی دمای کره زمین را تنظیم می کنند و این دمای قابل سکونت را برای بشر فراهم می کند.گازهایی وجود دارند که این ترکیبات با ترکیبات گازهای گرداگرد کره زمین را غلیظ یا رقیق می کنند.مهم ترین این گازها گازهای گلخانه ای،گاز دی اکسید کربن است البته بخار آب سهم اصلی را دارد برای همین شما پدیده گلخانه ای را در سواحل بیشتر مشاهده می کنید.توضیح کوتاهش این است که گرما وارد زمین می شود ولی پرتوهای گرمازا امکان خروج از زمین را پیدا نمی کنند و به همین دلیل احساس گلخانه ای به انسان دست می دهد.در گلخانه ها نیز همینطور است نور از شیشه یا نایلون وارد گلخانه می شود اما گرما باز تابانده نمی ششود بنابراین گازهای گلخانه ای ایجاد می شود و افزایش گازهای گلخانه ای باعث گرم شدن کره زمین شده است.نکته سوم تاریخچه ای که منتهی به موافقت نامه پاریس شده است را می خواهم خدمتتان عرض کنم.جالب است که آقایی به نام«اوسوانت آرینوس» که یک فیزیکدان و فیلسوف هستند در سال ۱۸۹۶ یعنی تقریبا۱۲۰ سال قبل مقاله ای را می نویسد و در آن سال در آن مقاله گرم شدن زمین را هشد ار می دهد و این مقاله در دسترس وجود دارد و می توانید آن را ببینید.در آن زمان کسی حرف ایشان را جدی نمی گیرد تا ده های ۶۰ و ۷۰ که دانشمندان یکصدا می شوند و این هشدار را به صورت جدی مطرح می کنند.از آن سال تا سال۱۹۹۲ که ما شاهد تصویب کنوانسیون تغییرات آب و هوایی هستیم نزدیک به ده کنفرانس برگزار می شود،در خلال این ده کنفرانس به تدریج نظر دولتها به این پدیده جلب می شود.در کلیپی که پخش شد مشاهده کردید که ۱۹۵ کشور در آن لحظه تاریخی ای که آقای فابیوس چکش را می کوبد و اعلام می کند که هیچ مخالف جدی وجود ندارد همه مشارکت داشتند.این ۱۹۵ کشور از لحاظ سطح علم و آگاهی نسبت به تغییرات آب و هوایی به هیچ وجه در یک سطح نیستند و حتی بعضی از کشورها از فهم این پدیده عاجز اند،بعضی از آنها در آن سالها این موضوع را یک توطئه شمال و جنوب می دانستند،توطئه کشورهای توسعه یافته علیه کشورهای در حال توسعه.بنابراین نیاز به یک سلسله نشست هایی بوده است که کشورها نسبت به پدیده تغییرات آب و هوایی آگاه و تشویق شوند.اولین کنفرانس در سال ۱۹۱۰ در ژنوبوده و آخرین آن منتهی به کنوانسیون۱۹۹۲ می شود.اما سند الزام آور کنوانسیون چارچوبی است،هدف کنوانسیون در ماده۲ تثبیت انتشار گازهای گلخانه ای است،یعنی می خواهند وضعیت را همانطورکه هست نگه دارند.این کنوانسیون بسیار عجیب است،طولانی ترین مقدمه را ما در این کنوانسیون می بینیم.یک معامله بزرگ بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته است،به این معامله برخواهیم گشت.هدف دوم کنوانسیون سازگاری با پیامدهای تغییرات آب و هوایی است.ماهیت کنوانسیون چارچوبی و نرم است.حقوق نرم تقریبا تا یک دهه پیش در ایران ناشناخته بود ولی امروز خوشبختانه روز به روز دانشجویان بیشتر با این مفهوم آشنا می شوند.کنوانسیون یک سند سخت محسوب می شود یعنی الزام آور است.حقوق محیط زیست به طرز عجیبی مبدع این نظریه است که می شود در یک سند سخت تعهدات منعطف و نرمی را طراحی کرد،به عباتی دیگر صحبت از نرمی در حقوق(softnes in low) می شود.هدف اصلی کنوانسیون جلب مشارکت کشورها بوده است.چند اصل راهنما بر کنوانسیون حاکم است که در نوشته ها کمتر دیده می شود،اینها اصولی هستند که در اجرا باید نصب العین مجری قواعد قرار بگیرند،بیشتر راهنمایی می کنند و خودشان تعهد به همراه ندارند.مانند اصل انصاف درون نسلی و بین نسلی،ما باید به فکر نسلهای بعدی هم باشیم.اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت،اصل سوم اصل توسعه پایدار است اینکه مبارزه با تغییرات آب و هوایی نباید به توسعه پایدار کشورهای در حال توسعه لطمه وارد کند و در نهایت اصل احتیاط قرار می گیرد.تعهدات اعضا در کنوانسیون چهارچوبی چیست.در کنوانسیون چهارچوبی اصل عهد مورد توافق قرار می گیرد،یعنی همه تعهد می کنند که انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش دهند اما حد تعهد را به اسناد بعدی و پروتکلها واگذار می کنند.اینکه چه چیزی را چه کسی و به چه میزانی کاهش بدهد،اینکه چه دولتهایی کاهش بدهند،هر دولت چه سهمیه ای را به عهده بگیرد،کدام کشورها این را تعهد کنند در حال توسعه ها یا کشورهای توسعه یافته،کنوانسیون چارچوبی زیرکانه از این دعوا فرار می کند و این را به مراحل بعدی واگذار می کند و همین اتفاق به نوعی در پاریس هم افتاده است.تعهدات کلی و چارچوبی در این کنوانسیون سه دسته هستند،ابتدا تعهد همه اعضا اعم از توسعه یافته و در حال توسعه این تعهدات را دارند.مثل سیاست گذاری در حوزه تغییرات آب وهوایی،برنامه های خط مشی تهیه کردن،آمادگی برای سازگار شدن با پیامدهای تغییرات آب و هوایی،گزارش دادن،آموزش دادن،همکاریهای فنی و... در این نوع تعهدات دولتها با هم برابرند و هیچ تفاوتی میان آنها وجود ندارد.تعهدات اعضای ضمیمه اول و ضمیمه دوم،این کنوانسیون دو ضمیمه دارد ضمیمه نخست آن شامل دولتهای توسعه یافته و دولتهایی که اقتصاد آنها در حال گذار است،آن زمان شوروی تازه فروپاشیده بود و دولتهای آزاد شده از اتحاد جماهیر شوروی در این مجموعه قرار می گرفتند.ضمیمه دوم دولتهای بسیار توسعه یافته بودند که بیشتر اعضای سازمان(oesd) یا سازمان همکاریهای اقتصادی هستند.دولتهای ضمیمه اول مشخصا تعهد کردند که گازهای گلخانه را کاهش بدهند اما دولتهای ضمیمه دوم علاوه بر کاهش گازهای گلخانه ای تعهد کردند که منابع مالی،فنی،تکنولوژیکی و...در اختیار کشورهای در حال توسعه هم قرار بدهند یعنی تعهدات بیشتری را قبول کردند.جالب است ملاحظه می فرمایید که در یک کنوانسیون بین المللی شاهد تنوع و گوناگونی تعهدات بین المللی هستیم برای مثال در کنوانسیون های حقوق بشری شما چنین چیزی را نمی بینید که در یک متن علیرغم برابری اعضا تعهدات متفاوتی پیش بینی شود و این محصول اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت است.همه در حفظ محیط زیست مسئولیت مشترک داریم اما میزان مسئولیت و تعهدات ما حسب توسعه اقتصادی،توانایی های مالی،حسب دست پاکی ما در گذشته اینکه ما چقدر مسئول وضع کنونی زمین هستیم،ما چه سهمی در تخریب کره زمین و در تولید گازهای گلخانه ای داشتیم و... متفاوت است.به هر حال کنوانسیون در سال ۱۹۹۲تصویب و در ۱۹۹۵ لازم الاجرا می شود.سال بعد تلاش می کنند پروتکل را تصویب کنند اما موفق نمی شوند اما در سال ۱۹۹۷پروتکل کیوتو که در واقع الحاقی به کنوانسیون است به تصویب می رسد و سند اجرایی کنوانسیون محسوب می شود.در سال۲۰۰۵پروتکل  با عضویت روسیه فدراتیو لازم الاجرا می شود و در حال حاضر۱۷۶ دولت عضو پروتکل کیوتو هستند ولی همانطور که می دانید االات متحده عضو نیست.هدف پروتکل کاهش پنج درصدی گازهای گلخانه ای بر اساس سطحی است که در سال ۱۹۹۰ منتشر می شد.پروتکل پیش بینی می کند که در یک دوره زمانی پنج ساله از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ این هدف محقق شود.تعهدات اعضای پروتکل نیز مانند کنوانسیون سه دسته می شوند:تعهدات کلیه اعضا که شامل همان دادن گزارشها،همکاریها،تهیه برنامه های ملی سازگاری با تغییرات آب و هوایی و به طور کلی تعهداتی که فشاری را بر کشورهای در حال توسعه وارد نمی کند.دسته دوم تعهدات ضمیمه یک هستند که متعهد می شوند که پنج درصد را کاهش دهند،در سهمیه بندی که برای دولتها می کنند تقریبا هر دولتی ۹۰تا۹۲ درصد را بر عهده می گیرد به استثنای چند کشور مانند ایسلند که ۱۱۰ درصد تقبل کرده است یا اکراین و نیوزلند که ۱۰۰ درصد تقبل کرده اند.اعضای ضمیمه دوم علاوه بر کاهش گازهای گلخانه ای متعهد به ارائه کمکهای مالی،فنی و تکنولوژیکی هم می شوند.پروتکل برای اجرای این تعهدات سه سازوکار ابداع می کند؛ساز و کار اجرای مشترک،تجارت انتشار و توسعه پاک،جالب است که فقط در محیط زیست چنین سازوکاری به وجود می آید،نگاه جهانی است و می گویند مهم کره زمین است که باید گازهای گلخانه ای آن کم شود فرقی ندارد در آمریکا کم شود یا در آفریقا یا اروپا،مهم این است که پنج درصد کاهش یابد،لذا تکنیکهای اجرای جمعی به وجود می آید یعنی یک دولت با دولتی دیگر با هم پروژه مشترک تعریف می کنند.اگر دولتی بیش از تعهدش کار انجام دهد یعنی اگر تعهدش۹۰ درصد است و دولت ۱۴۰ درصد گاز را کاهش دهد می تواند آن درصد را به کشوری که نمی تواند کاهش بدهد  این سهم را بفروشد و این یک تکنیک است که به تجارت انتشار موسوم شده است و سازوکار توسعه پاک،رابطه بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه،که متاسفانه ما در دوره تحریم ها از این سازوکار محروم شدیم.کشور چین به تنهایی۴۵۰۰پروژه توسعه پاک دریافت کرده است.اینها پروژه هایی هستند که یک دولت توسعه یافته برای اجرای تعهدات کاهشی خود در یک دولت در حال توسعه انجام می دهد.مانند پروژه تصفیه گاز ترشی که در جنوب ایران در مخازن سوزانده می شود،همانطور که می دانید همه گازها قابل استفاده نیستند و باید سوزانده و در طبیعت رها شوند اما اگر ما تکنولوژی داشته باشیم می توانیم این گازها را به گاز مصرفی تبدیل کنیم اما متاسفانه ما این تکنولوژی را نداشتیم.ما توانستیم چهارده پروژه تعریف کنیم که تنها چهارتای آن موفق و عملیاتی شد،این را با چندهزار پروژه هند و چین،برزیل و...مقایسه کنید ،متاسفانه به خاطر تحریم ها شرکتها حاضر به همکاری و حضور در ایران نبودند.

چالشهای پروتکل که بسیار هم مهم هستند به این دلیل که در موافقت نامه پاریس سعی شده است که به این چالشها پاسخ داده شود.یکی هدف گذاری محدود است،آن سالها خیلی سخت بود که دولتها را به سهمیه ای بالاتر راضی کنند و دولتها در سال۱۹۹۰ تنها به پنج درصد رضایت دادند اما دیدند که نمی شود چرا که اگر به همین ترتیب پیش برود تا چهل سال دیگر کره زمین از بین خواهد رفت.چالش دوم ادواری بودن پروتکل است.یعنی پروتکل باید بعد از پنج سال تمدید می شده است و یا باید یک سند دیگر به عنوان جایگزین آن به تصویب می رسید.حال آنکه برای تصویب همین سند دشواری های بسیاری وجود داشته و چند بارهم شکست خورده است تا اینکه نهایتا در پاریس توانست به توفیق برسد.چالش سوم تقسیم بندی خشک بین دولت های درحال توسعه و توسعه یافته است که مشکلاتی را به وجود آورد؛گفته بودند که دولتهای درحال توسعه تعهدی نسبت به کاهش گازها ندارند،مثلا ایران مسئول یک درصد از گازهای گلخانه ای جهان است ولی برای کاهش آن تعهدی ندارد یا کشورهای هند و چین مسئول یک چهارم گازهای گلخانه ای جهان هستند اما تعهدی ندارند،یعنی کشورهای در حال توسعه ای هستند که آلاینده اصلی محسوب می شوند ولی تعهدی ندارند،همینطور کشورهای در حال توسعه ای هستند که پول دارند ولی هیچ سهمی در کمکهای مالی و تامین منابع مالی ندارند مانند کشورهای قطر و سنگاپور و مهم ترین موضوع عدم عضویت ایالات متحده آمریکا است،ایالات متحده به تنهایی مسئول ۲۵ درصد انتشار گازهای گلخانه ای جهان است.در دولت بوش صراحتا اعلام شد که ما هیچ گاه عضو پروتکل کیوتو نخواهیم شد دلیل آن هم هند و چین اعلام شد چرا که یک بحث رقابت اقتصادی میان این کشورها مطرح بود.چالش بعدی سهمیه بندی است،در خلال مذاکراتی که منتهی به توافق نامه پاریس شد اتحادیه اروپا حتی از ۵۰ درصد کاهش صحبت می کرد که بعدا آن را به ۲۵ درصد رساندند.اما مسئله این است که شاید کشوری بتواند بیشتر از سهم تعیین شده کاهش بدهد چرا سهمیه بندی کرده اند.به دلیل این چالشها بود که پروتکل کیوتو نتوانست در آن مدت جانشین خودش را تصویب کند،لذا در سال۲۰۱۲ به مدت پنج سال یک دوره پنج ساله دیگر یعنی تا سال۲۰۲۰ تمدید شد که بعد بتوانند یک سند دیگر تصویب کنند.پی در پی اجلاس تشکیل شد،اجلاس بالی۲۰۰۷،کپنهاگ۲۰۰۹،دوربان۲۰۱۱،دوحه۲۰۱۲،نیو مکزیکو و اجلاسهای متعدد دیگری که یکی پس از دیگری شکست خوردند.هیچکدام نتوانستند به توافق برسند و مهم ترین مشکل آنها نیز اصطلاحا (chaina wall) بود.یعنی دیواری که چین بین توسعه یافته ها و دولتهای در حال توسعه ایجاد کرده بود.

در بخش بعدی مطالب موافقت نامه پاریس را در چهار بند مختصرا خدمتتان عرض می کنم.ابتدا ماهیت سند،درست مانند برجام در حقوق داخلی ایران و حقوق بین الملل موافقت نامه پاریس هم یک سلسله بحثهایی را به وجود آورد دلیلش هم این بود که آقای جان کری بلافاصله بعد از تصویب این موافقت نامه در مصاحبه ای اعلام کرد که این سند الزام آور نیست که البته بعد حقوقدانان گفتند که این حرفی که ایشون زدند حرف دقیقی نیست.صراحتا این یک کنوانسیون بین المللی است و لازم الاجرا می باشد و سند سخت است.موافقت نامه پاریس تنها بر روی دولتهای عضو کنوانسیون(UFCC)۱۹۹۲ باز است یعنی جزء لاینفک کنوانسیون ۱۹۹۲ و یا الحاقی به آن است و بسیاری از مقرراتش را هم به همان  کنوانسیون ارجاع می دهد. این سند سی روز پس از تودیع پنجاه و پنجمین سند تصویب که شامل دولتهای مسئول برای انتشار ۵۵ درصد از گازهای گلخانه ای هستند لازم الاجرا خواهد شد.درست مانند پروتکل کیوتو۱۹۹۷ که همین وضع را داشت.اگر یک دولت از کنوانسیون خارج شود به صورت خودکار عضویتش در موافقت نامه پاریس هم لغو خواهد شد بنابراین این حرف که سند الزام آور نیست حرف صحیحی نیست منتهی این بحث داغی که کمی بعدتر میخواهم مطرح کنم دلیل ادعای آقای جان کری است.اما بند دوم محتوای موافقت نامه پاریس است، همانطور که عرض کردم ماهیت این یک سند سخت است چون کنوانسیون الزام آور است اما محتوای این سند از انعطاف خارق العاده ای برخوردار است به دلیل اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت،در واقع رویکرد را در نوشتن کنوانسیون ها تغییر داده اند.به دانشجویان حقوق بین الملل عرض میکنم ماده ۳۸ اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری دچار یک تحول اساسی شده است نه با این سند بلکه به تدریج،کنوانسیونها دیگر مانند کنوانسیون های سابق نوشته نمی شوند و از یک هنجاریت نسبی برخوردار شده اند.جالب است در ماده چهار آورده شده که از کلیه دولتها اعم از در حال توسعه و توسعه یافته درخواست می شود که با اعلام سهمیه معین ملی یعنی اینکه خودشان بگویند چقدر می توانند کاهش داشته باشند،در همکاری جهانی برای حفظ دمای مطلوب کره زمین همکاری کنند.این کاملا نشان دهنده نرمی سند است و در واقع نرمی در سختی است و سختی در نرمی هم وجود دارد به این معنا که دولتها را جلب می کنند وارد سیستم می کنند و سیستم آنها را تا به آخر خواهد کشید و آنها را محدود می کند.در اینجا تکنیک خیلی جالب است،اصولی را بر پایه سهمیه معین ملی بیان کرده اند: اولین اصل،اصل مسئولیت مشترک اما متفاوت است که خود این اصل مولفه هایی دارد مانند میزان توسعه یافتگی،سهم ما در تخریب محیط زیست و انتشار گازهای گلخانه ای،میزان درآمد سرانه ملی،اصل انصاف و ازهمه مهمتر اصل عدم واپس گرایی است و این نیز یک تکنیک است که به نظر من در حقوق بین الملل آتی شاهد آن خواهیم بود.یعنی گفته اند که یک دولت حق ندارد قهقرایی حرکت کند.اگر دولتی تعهد داد که۱۵درصد کاهش داشته باشد در مرحله بعدی نمی تواندآن را به ۱۴درصد کاهش دهد و باید آن را بالاتر ببرد و به نظر من این موضوع در حال تبدیل به یکی از اصول حقوق بین الملل محیط زیست می باشد.اصل دیگر ادواری بودن است یعنی هر پنج سال یکبار دولت باید آن را روزآمد کند.می توان گفت که موافقت نامه پاریس از یک تکنیک به نام سیاست شرمنده سازی بین المللی استفاده می کند.این سهمیه ها باید در کنفرانس و اعضا به تصویب برسد و مورد نظارت قرار بگیرد و این کمک می کند که ما شاهد آینده بهتری باشیم در واقع یک رویکرد تدریجی و توسعه ای را شاهد هستیم.اهداف سند پاریس در ماده ۲ آن دیده می شود،به سه هدف اشاره شده است:حفظ افزایش متوسط دمای جهانی به میزان زیر دو درجه بالاتر از عصر پیشا صنعتی،یعنی ببینیم قبل از صنعتی شدن یعنی در قرن نوزدهم حدودا از۱۸۸۴ در نظر بگیریم که دما در چه درجه ای بوده و بیش از دو درجه بالاتر از آن دما نشود و آن را حفظ کنیم.البته به دو درجه نیز بسنده نکرده اند،پیگیری مجدانه تلاشها برای رسیدن به عدد یک و نیم درجه در آن مقیاسی که عرض کردم و برخی نویسنده ها معتقدند که یک و نیم درجه غیرواقع بینانه است و قابل حصول نخواهد بود.هدف سوم افزایش قابلیت سازگاری با پیامدهای زیست محیطی و تغییرات اقلیمی است،سازگاری را می توان به یک راهبرد پیشگیرانه به منظور اجتناب در حد ممکن  از آثار منفی تغییرات آب و هوایی تعریف کرد و باید آثار آن را به حداقل رساند مانند کوچاندن مردم،خانه های مرتفع در سواحل و سایر تکنیک های دیگر باید در جای خودش بحث شود.آخرین عرض من نیز دستاوردهای این سند می باشد.اولین دستاورد تصویب یک سند باز و نامحدود است،پروتکل کیوتو محدود بود یعنی پنج ساله بود،اما برای این سند دوره زمانی در نظر نگرفته اند و هر پنج سال سهمیه ها توسط کنفرانس اعضا روزآمد می شود و دولتها خودشان بر اساس اصولی که عرض کردم این کار را انجام می دهند و دیگر لازم نیست سند تصویب شود بلکه سند ثابت است و تا پنجاه سال هم می شود این سند را ادامه داد.دستاورد دوم به نسبت هدف تثبیت در (UNFCC) کنوانسیون۱۹۹۲توسعه دیده می شود و گام بلندی برداشته شده است،دو درجه یا یک و نیم درجه هدفهای خوبی هستند به این معنا که ما به طرف کاستن در حال حرکت هستیم،کنوانسیون۱۹۹۲ حالت تسلیمی داشت اما در این سند می گویند که باید وضع را به دو قرن پیش بازگرداند.هدف سوم از میان برداشتن تفکیک خشک میان دولتهای در حال توسعه و توسعه یافته که نتیجه آن جذب آمریکا،هند و چین است. چهارم وضع تعهدات کاهشی برای دولتهای در حال توسعه،بالاخره در این سیستم دولتهای در حال توسعه نیز ادغام شده اند و این بحث را در ایران ایجاد خواهد کرد که آیا ما نیز باید وارد این سیستم بشویم یا خیر و دیگر اینگونه نیست که بگوییم چون دولت در حال توسعه هستیم تعهد کاهشی نداریم و نهایتا تشویق دولتهای درحال توسعه بزرگ و ثروتمند به ارائه کمکهای مالی،فنی و تکنولوژی که در ماده۹ به آن اشاره شده است.

 

دکتر مسعود فریادی

استادیار دانشگاه مازندران

عرض سلام و ادب دارم خدمت سروران گرامی و بسیار خوشحال هستم که در خدمت شما بزرگواران هستم و همچنین خوشحالم که دوباره زنگ محیط زیست در دانشکده حقوق طنین انداز می شود.

مسائل تغییرات اقلیمی مسائلی بسیار پیچیده و پرچالشی چه به لحاظ سیاسی و چه از نظر مطالب علمی هستند اما همانطور که استاد بزرگوار جناب آقای دکتر عبداللهی نیز اشاره فرمودند ما می توانیم با اتخاذ رویکردهای همدلانه و همگرایانه این مسائل را حل کنیم و اجازه ندهیم این پیچیدگی های علمی و عدم قطعیت های زیادی که در این زمینه وجود دارد ما را از رسیدن به هدفمان منع کند.موضوعی که بنده بنا بر پیشنهاد آقای دکتر عبداللهی انتخاب کردم ملاحظات علمی در توافق پاریس است و اینکه اساسا چرا یک سندی آمده و بر یک راهبرد آماری تاکید کرده است اینطور که ما بیایم و اجازه ندهیم کخ  دمای هوا بیش از دو درجه افزایش پیدا کند.شاید برای برخی از ما این مسئله باعث تعجب و یا سوال باشد که این دو درجه چه مسئله ای دارد.در واقع مسئله این است که در ابعاد کلان یک درجه و حتی یک دهم درجه در کره زمین می تواند آثار گسترده ای داشته باشد به همین دلیل است که بحث به اینجا رسیده که اجازه ندهیم دمای کره زمین بیش از دو درجه افزایش پیدا کند.دگرگونی اقلیمی یا تغییرات آب و هوایی به طور کلی با اینکه مشکلات زیادی برای جوامع بشری ایجاد کرده است اما حداقل سه ارمغان خوب را نیز برای ما داشته است.نخست اینکه به لحاظ سیاسی باعث شده است که کشورها بیش از پیش و بیشتر از سایر موضوعات به همگرایی و همدلی نزدیک شوند و شاید در کمترین موضوع بین المللی است که ما این میزان همدلی و همفکری را با وجود برخی اختلافات دارا هستیم.دستاورد مهم تر ارمغانهای اقتصادی و فنی تغییرات اقلیمی بوده است به این نحو که نگرانی از تغییرات اقلیمی باعث شده است که نظامهای فنی و اقتصادی به سمت راهبردهای جدیدتری مانند اقتصاد سبز و فناوری های پاک حرکت کنند که فی نفسه بسیار مهم بوده است.اما موضوع سوم که در واقع به لحاظ علمی برای ما اهمیت دارد این است که چطور عدم قطعیت های علمی،پرسشهای علمی و موضوعاتی که ما به آنها یقین علمی کامل نداریم به مباحث حقوقی رسیده اند.همانگونه که مستحضر هستید حقوق همواره خودش را متکی بر حقایق علمی قطعیت یافته می داند و تلاش می کند به نرم هایی استناد کند که آنها در طی زمان به لحاظ اخلاقی یا علمی یا هر مبنای دیگری قطعیت پیدا کرده اند.حال آن که ما در مسئله تغییرات اقلیمی می بینیم که هر چقدر هم که شواهد علمی افزایش پیدا می کنند باز هم یک سری عدم قطعیتهای علمی وجود دارد که حقوقدانان را از اتخاذ تصمیم های سخت منع می کند.ولی خوشبختانه ما می بینیم که حقوق بین الملل محیط زیست با توسل به مکانیزم هایی که دارد توانسته این چالشها را مدیریت کند و اجازه ندهد این موارد عدم قطعیت اختلاف بین کشور ها را بیشتر کند و همگرایی و ایجاد یک هنجار بین المللی عام الشمول و مورد توافق عام را باز بدارد. بحث عدم قطعیت علمی از اینجا اهمیت دارد که یکی از مهمترین چالشهای تصویب و اجرای توافقنامه های بین المللی در زمینه دگرگونی اقلیمی این بوده است که مخالفان همواره استناد میکردند که اساسا دگرگونی اقلیمی آن طور که لازم است اتفاق نیفتاده و این در واقع چرخه طبیعی زمین است نه اینکه فعالیتهای انسانی در آن تاثیر داشته باشد.استناد می کنم به اینکه به عنوان مثال ما چرخه آب و هوایی زمین را از چند میلیارد سال پیش که در نظر می گیریم می بینیم که آب و هوای زمین به صورت متناوبی و تناوبی حرکت کرده است و از سی هزار سال پیش تاکنون که آخرین یخبندان اتفاق افتاده است دمای زمین به طور طبیعی در حال افزایش است و این در واقع ناشی از فعالیتهای انسانی می باشد. اما موافقان افزایش دما به دلیل فعالیتهای انسانی نیز همواره به این موضوع استناد می کنند که درست است که تفییرات اقلیمی به صورت طبیعی اتفاق افتاده است و الان هم دارد اتفاق می افتد منتها مسئله اساسی این است که از سال ۱۸۸۰ تاکنون یعنی حدود ۱۲۰ سال تغییرات اقلیمی روند کاملا غیر نرمال و غیر متعارفی داشته است که دلیل آن مشخص نیست.شما اگر شیب تحولات دما را در ادوار مختلف ملاحظه بفرمایید،همانطور که کانون های علمی مانند سازمان آب و هوا شناسی جهانی هم آن را منتشر کرده است،می بینیم که شیب دما همواره به صورت نرمال بوده است.شاید تحولات دوره ای اتفاق افتاده باشد مثلا شاید یک آتشفشانی رخ داده که دمای زمین را کم یا بیشتر کرده است،همانطور که آتشفشانی درسال۱۸۵۱در اندونزی اتفاق می افتد که دمای زمین را یک درجه سرد می کند یا آتشفشان متوسطی که حدود پنج سال پیش در ایسلند اتفاق افتاد به صورت غیرقطعی گفتند که به دلیل انتشار گرد و غبار تاثیراتی در کاهش دمای زمین داشته است.با این وجود دیاگرام های ما نشان می دهند که از سال۱۸۸۰ تا به حال به ویژه از سال۱۹۵۰ تاکنون ما می بینیم که سیر افزایش دمای زمین کاملا غیرنرمال بوده و هیچ دلیل منطقی هم بر آن استوار نبوده جز اینکه می توانیم بگوییم از هشتصد هزار سال پیش تاکنون در واقع تراکم دی اکسید کربن در این صد سال اخیر به اندازه هشتصد هزار سال گذشته بوده است،دلیلی هم نداشته است که این میزان بسیار زیاد از دی اکسید کربن در جو منتشر شود جز اینکه ما فعالیتهای انسانی را مقصر این کار بدانیم.دانشمندان می گویند که دگرگونی اقلیمی که در این صد سال اخیر اتفاق افتاده از سایر دگرگونی ها متمایز است.نخستین بحث آنها این است که در تحولاتی که اتفاق می افتد تغییرات بیش از حد نرمال و طبیعی بوده است،به عنوان مثال افزایش دما در طول صد سال در طی ۱۴۰۰سال گذشته کاملا بی سابقه بوده است.همانگونه که مستحضر هستید دو سال پیش بود که دانشمندان توانستند به اعماق بیش از یک کیلومتری قطب برسند و یخهایی که طی هزاران سال پیش آنجا ایجاد شده بودند بررسی کنند و ببینند  که میزان دی اکسید کربن و گازهای گلخانه ای در آن زمان بسیار کم بوده و این نشان می دهد تغییراتی که ما در طی صد سال داشتیم نرمال نبوده است.تغییرات اقلیمی بسیار سریعتر از دوران گذشته و پیش بینی ها اتفاق می افتد به عنوان مثال می گویند که تا ده سال پیش آب دریاهای زمین تا ۲۱۰۰یک متر بالا خواهد آمد اما الان می گویند که این مسئله شاید در۲۰۸۰ یا۲۰۷۰ هم اتفاق بیفتد.تغییراتی که ما در زمینه اقلیم داریم ممکن است تغییرات کوچکی باشد اما آثار بزرگی دارد،این تغییرات همواره به صورت چرخه ای و در هم تنیده عمل می کنند و باعث ایجاد تغییرات بیشتر می شوند.به عنوان مثال کاهش سطح یخهای قطبی باعث این می شود که در واقع گرمای بیشتری به بستر دریاها برسد و دوباره فرآیند گرما را بیشتر کند.هنگامی که ما دمای قطبی را بررسی می کنیم به این نتیجه می رسیم که هر یک درجه افزایش دمای کره زمین می تواند ده تا بیست درجه یخهای قطبی را کاهش دهد،الان که تقریبا دما حدود۶/۱ درجه افزایش پیدا کرده است کاهش۲۰درصدی یخهای قطبی را به دنبال دارد که بسیار فاجعه بزرگی است.توجه به این نکته ضروری است که به عنوان مثال اقیانوس منجمد شمالی که حدود۱۴میلیون متر مکعب است و معمولا۱۰ کیلومتر آن در طی زمستان یخ می بندد اگر۲۰ درصد از آن کاهش پیدا کند مساحتی به اندازه ایران و یا دو برابر ایران می شود و یا اینکه گرولند که هفت میلیون مکعب است اگر یخ های آن کاهش پیدا کند آب دریا بیشتر از دومتر افزایش پیدا خواهند کرد.یکی دیگر از ویژگی های دگرگونی اقلیمی این است که کنترل تغییرات اقلیمی با روند کنونی بسیار سخت خواهد بود،هر یک درجه دمایی که افزایش پیدا می کند و هر میلیمتر آبی که در دریاها بالا می آید منجر به تغییرات بسیار گسترده ای می شود که ما آمادگی لازم را برای هماهنگ شدن با این تغییرات نداریم.به طور کلی طی دو دهه گذشته شواهد علمی ما در زمینه تغییرات اقلیمی بسیار افزایش پیدا کرده است به ویژه در طی پنج شش سال اخیر و همانطور که استاد عبداللهی فرمودند در زمینه توافق کپنهاگ که متاسفانه این توافق نتوانست انتظارات لازم را برآورده کند به همین دلیل از سال۲۰۰۹شواهد علمی به صورت بسیار زیاد و سرسام آوری افزایش پیدا کرد چرا که دانشمندان بسیار نگران این مسئله بودند و اینکه سیاست مداران نمی خواهند کاری انجام بدهند و سعی در روشن کردن آنها داشتند که خوشبختانه نتیجه این تلاشها در توافق نامه پاریس به ثمر نشست و سیاستمداران از در آشتی با دانشمندان درآمدند و تصویب کردند که دمای زمین را تا دو درجه کنترل کنند. در این زمینه ما نقش هیئت بین الدولی تغییرات اقلیمی را نباید نادیده بگیریم که طی پنج گزارش از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۴تمامی اسناد بین المللی را ساپورت علمی کرده است به ویژه گزارش پنجم آن که با اطمینان ۹۵درصد اعلام کرد که انسانها عامل تغییرات اقلیمی هستند و با اطمینان علمی بالایی گفته است که دمای زمین با ادامه روند کنونی به۷/۲ افزایش پیدا خواهد کرد که آثار آن کاملا غیر قابل بازگشت خواهد بود و ما نخواهیم توانست آنها را کنترل کنیم.به صورت خلاصه محتوای این گزارشها این بوده است که افزایش دما کاملا به صورت غیر نرمال بوده و هر سالی که می گذرد به خصوص از سال ۱۹۹۰ تا الان هر سال،سال گرمتری را تجربه می کنیم.در سال ۲۰۰۷ گفتند که ما در طی صد سال اخیر هفتاد و چهار دهم درجه افزایش دما داشتیم،در سال ۲۰۱۳ گفتند که هشتاد و چهار دهم درجه افزایش داشته ایم که البته آب دریاها و دمای قطب شمال یک چیزی بالاتر از یک درجه افزایش پیدا کرده است که تمام اینها طی۱۴۰۰سال گذشته کاملا بی سابقه بوده است.هیئت بین الدولی و آژانس بین المللی انرژی سه سناریو برای بررسی افزایش دمای زمین مطرح می کنند و عنوان می کنند با ادامه روند کنونی در خصوص انتشار دی اکسید کربن تا سال۲۰۵۰ ما قطعا ۵/۱درجه افزایش دما خواهیم داشت و پس از آن تا سال ۲۱۰۰یک چیزی بین حدود ۲تا۴ درجه افزایش دما خواهیم داشت.این هیئت همچنین گفته است در حال حاضر شانس ما برای کنترل گرمایش جهانی با ادامه روند کنونی اگر کشورها همه تعهدات خودشان را انجام بدهند تنها۶۶ درصد است و تنها راهی که ما برای مقابله با افزایش بیش از دو درجه دما داریم این است که تا سال ۲۰۵۰ بتوانیم ۴۰ تا ۷۰ درصد انتشار دی اکسید کربن را متوقف کنیم و تا سال۲۱۰۰ به اقتصاد بدون کربن نزدیک شویم.شواهد بعدی در خصوص افزایش انتشار گازهای گلخانه ای بوده است که یک بار اتحادیه اروپا در سال۲۰۰۵ گفته است طی۴۵۰هزار سال گذشته میزان تراکم دی اکسید کربن کاملا بی سابقه بوده است و بعد از آن در سال ۲۰۱۱ اعلام می کند که تمرکز دی اکسید کربن از سال ۲۰۰۰ به بعد به بالاترین حد خودش طی یک میلیون سال گذشته رسیده و آثار آن واقعا غیر قابل پیش بینی می باشد.تمرکز دی اکسید کربن پس از دوران صنعتی شدن یعنی در سال۱۸۸۰ به بیش از۴۰ درصد رسیده است که طبق آماری که داده اند گفته می شود انتشار هزار گیگا تن دی اکسید کربن می تواند به افزایش بیش از دو درجه دما بیانجامد ما درسال ۲۰۱۰ پانصد گیگا تن دی اکسید کربن منتشر کرده بودیم و پس از آن هم در هرسال ۵۰ گیگا تن اضافه کرده ایم یعنی تا ده سال دیگر به۱۰۰۰گیگا تن خواهیم رسید و این باعث خواهد شد که حتی پیش از۲۰۵۰ آن مرز دو درجه را پشت سر بگذاریم،همچنین لازم به ذکر است که طبق برآوردهای  ناسا دمایی که هرروز در جو زمین منتشر می شود برابر است با بیست هزار بمب اتمی هیروشیما،همانطور که اطلاع دارید بمب اتمی هیروشیما دوهزار درجه گرما ایجاد کرد و اگر بیست بمب اتم هرروز در کره زمین منتشر شود طبیعتا خیلی ناگوار خواهد بود.یکی دیگر از مشکلات ما که بیشتر از دی اکسید کربن ایجاد مشکل می کند انتشار گاز متان است که متاسفانه صدسال ماندگاری در طبیعت دارد و بسیار دیر جذب می شود،فرآیند بسیار خطرناکی که دارد این است که با افزایش دمای دریاها و کاهش یخها متانی که در بستر دریاها و یخهای قطبی به دام افتاه بودند آزاد می شوند و همانطور هم که میدانید متان قابلیت اشتعال بالایی دارد و گرمای زیادی را می تواند در خودش جذب کند.کاهش یخهای قطبی یکی از مشکلات عدیده ما بوده است.بنابر دلایل ناشناخته ای دمای قطب شمال  بیشتر از سایر جاها افزایش پیدا کرده و حدود۳/۱ افزایش داشته است که آن هم در طی صد سال گذشته بی سابقه بوده است.تقریبا در هر دهه ما چیزی حدود سیزده درصد از یخهای قطب شمال را از دست می دهیم.آثار ذوب شدن آثار بسیار وخیمی است چون یخهای قطبی به عنوان کلاهک عمل کرده و در تعدیل آب و هوای زمین بسیار نقش دارند،۸۰درصد از گرمای خورشید توسط خود قطبها باز تابانده می شود،یعنی هنگامی که قطبها کاهش پیدا کنند این گرما وارد اقیانوس ها شده و دوباره همان چرخه ادامه پیدا می کند.اهمیت قطب شمال و این کلاهک های یخی را با ذکر یک مثال بیشتر توضیح خواهم داد.هنگامی که در چرخه های اقیانوسی افزایش دما داریم،مسیر چرخه تغییر پیدا میکند،یک مسیر بسیار مهم برای نیم کره شمالی جریان آب گرم گلف استریم است،اگر به نقشه های آب و هوا شناسی توجه داشته باشید همواره جریان های باران زا در کشور ما از سمت شمال غربی و شمال وارد می شوند دلیل آن هم اینست که گلف استریم یک جریان آبی است که از آمریکای مرکزی به سمت شمال اروپا و شمال اسکاندیناوی در جریان است و هنگامی که به آبهای سرد قطبی می رسد جبهه های باران زا را تشکیل می دهد که به سمت شرق یعنی اروپا و آسیا حرکت می کند.هنگامی که به اروپا و آسیا می رسند با جبهه های سرد قطب شمال تشکیل کانون های بارندگی می دهند،طبیعتا کاهش سرمای قطبی و تغییر در جریان گلف استریم می تواند نیم کره شمالی را کاملا تحت تاثیر قرار دهد و اگر می بینید که اتحادیه اروپا تاکید بسیار زیادی برای مقابله با تغییرات اقلیمی دارد و حتی بعضی از کشورهای عضو آن تعهداتی بیشتر از ظرفیت خودشان قبول می کنند به این دلیل است که در واقع گلف استریم شاهراه حیاتی آنهاست،چناچه این جریان آبی تغییراتی داشته باشد که طی این ده سال گذشته نیز این تغییرات احساس شده کاملا این قاره سبز اروپا جای خودش را با شمال آفریقا عوض خواهد کرد.

در قسمت بعد به این موضوع می پردازیم که به طور کل بحث دو درجه تغییر دما از کجا شکل گرفته است. ما می بینیم که طی ده سال گذشته به ویژه با انتشار شواهد علمی بیشتر،قطعیت های علمی در ادبیات حقوق بین الملل افزایش پیدا کرده است و اسناد علمی در این خصوص روز به روز قاطعانه تر و دقیق تر نوشته می شود.ابتدا از کشورها خواسته می شد که تغییرات اقلیمی را به عنوان یک تهدید در نظر بگیرند ولی امروز توافق نامه پاریس می گوید که یکی از خطرناک ترین تهدیدهای علمی است و با تغییرات اقلیمی باید مقابله شود.برای نخستین بار در سال۱۹۷۷ یک اقتصادان محیط زیستی به نام "ویلیام نورد هابز" گفت که افزایش بیش از دو درجه ای دما به دلیل انتشار گازهای گلخانه ای آثار بازگشت ناپذیری خواهد داشت که بعدا این یک ادبیات ایجاد کرد که خوشبختانه وارد اسناد حقوقی هم شد.ما در ابلاغیه های اتحادیه اروپا و دستور العملهای آن و به ویژه در اعلامیه سال۲۰۰۷ گروه g۸ می بینیم که برای مقابله با تغییرات اقلیمی ما ناچار هستیم که این حد نساب دو درجه ای را در نظر بگیریم و مهمترین سندی که در این زمینه مطرح شد،گزارش چهارم هیئت بین الدولی در زمینه تغییرات اقلیمی در سال۲۰۰۷ بود که با داده های علمی نشان داد که گرمایش بیش از دو درجه ای آثار بازگشت ناپذیری خواهد داشت.بنابراین لازم بود ما یک حد نصابی داشته باشیم که سطح فعالیتهای ما را مشخص بکند.دلایل انتخاب این دو درجه را ما می توانیم از دو لحاظ در نظر بگیریم،از لحاظ سیاسی و هنجاری و از لحاظ علمی،چرا که کشورها رویکردهای متفاوتی داشتند برخی ادعا داشتند که ما باید کاهش بیشتری انجام دهیم،در برخی کشورها هم مانند چین باید به سطحی از توسعه برسیم و پس از آن انتشار دی اکسید کربن را متوقف کنیم،به همین دلیل توافقنامه آمد و یک رویکرد بینابین و متوازنی را بین منافع مختلف ایجاد کرد و گفت که حداقل این دو درجه را در نظر بگیریم چرا که اگر ما بخواهیم حدنصاب یک درجه ای را در نظر بگیریم این یک درجه بسیار زیاد خواهد بود برای اینکه ما اگر بخواهیم تا سال۲۰۵۰ بیشتر از یک درجه کاهش پیدا نکند همین الان بایستی چهل تا هفتاد درصد از انتشارات خودمان را کاهش دهیم که این خیلی سخت خواهد بود.طبیعتا اگر هم می خواستیم سه یا چهار درجه کاهش داشته باشیم این هم عملا بی فایده بود چون همین الان هم احتمال دارد طی ده یا بیست سال آینده دما بیشتر از دو درجه گرم شود.از لحاظ علمی هم همانطور که عرض کردم سه سناریو مطرح ود که نهایتا ما آمدیم سناریوی قابل عمل که سناریوی دو درجه بود انتخاب کردیم.در واقع نگرانی برای گرمایش بیش از دو درجه بیشتر به این دلیل است که ما قاطعانه نمی دانیم پس از افزایش دو درجه چه اتفاقی خواهد افتاد،همانطور که ما نمی دانیم استعمال چه میزان سیگار منجر به ابتلا به سرطان می شود در حال حاضر هم دقیقا نمی دانیم افزایش بیش از دو درجه ای دما چه عواقبی خواهد داشت.ولی اگر شما الان را در نظر بگیرید دمای کره زمین یک درجه افزایش پیدا کرده است و با این میزان تغییرات اقلیمی محسوس به وجود آمده است و طبیعتا اگر دو درجه شود این میزان بسیار سخت و غیرقابل کنترل خواهد بود.سازمان ملل یک مثالی را اعلام کرده است،اداره سازمان کاهش بحران های طبیعی مبنی بر اینکه طی بیست سال گذشته نود درصد از بحرانهای طبیعی مانند سیل و طوفان به دلیل تغییرات اقلیمی بوده که ۴۷ درصد آن فقط سیل بوده است و طی دو دهه اخیر آمار فاجعه های ما دوبرابر شده و طبیعتا در سال های آینده هم افزایش خواهد داشت.با ادامه روند کنونی ما بیست تا سی درصد گیاهان و جانوران را از دست خواهیم داد و دچار مشکل خواهیم شد.اما سوال این است که چالشهای این حد نصاب دو درجه ای چیست،آیا توافق پاریس پایان راه است و اگر ما دما را به اندازه همان دو درجه نگه داریم مشکلات حل خواهند شد یا خیر،متاسفانه باید بگوییم که در حال حاضر این دودرجه به صورت خوشبینانه است و مشکلات زیادی وجود دارد از جمله اینکه گازهای گلخانه ای که قبل از این منتشر شده اند همچنان هستند به دلیل اینکه ما چاهک ها را دچار تغییرات اساسی کرده ایم،جنگلها کاهش های بسیار زیادی داشتند،پلانگتون ها به دلیل آلودگی دریاها از بین رفته اند،سطح تخریب خاک بسیار افزایش پیدا کرده است،بنابراین حتی اگر ما امروز به انتشار صفر درصدی دی اکسید کربن برسیم میزان دی اکسید کربن و گازهای دیگر باز هم مشکلاتی را ایجاد خواهند کرد.مشکلات اقتصادی ما همچنان خواهد بود و نگران این هستیم که کشورها تعهداتی را که پذیرفته اند اجرا نکنند.

نکته پایانی اینکه تغییرات اقلیمی به دلیل فعالیتهای انسانی یک توهم و یک اغراق است.اجازه دهید که اینطور تصور کنیم که این شرکتهای فناوری های سبز و انرژی های سبز هستند که چنین توهماتی را ایجاد کرده اند و گفته اند که فعالیتهای انسانی باعث ایجاد تغییرات اقلیمی شده است.حتی اگر این را هم بچذیریم ما ناچار هستیم به سمت کاهش مصرف سوخت فسیلی و انتشار دی اکسید کربن حرکت کنیم نخست به این دلیل که تولید و مصرف انرژی های فسیلی همواره آلودگی و هزینه های بسیاری داشته است که شما نمونه آخر آن را درفاجعه خلیج مکزیک ملاحظه می فرمایید،درحالی که انرژی های نو عموما یا حداقل نظرا کم هزینه تر و با آلودگی کمتری هستند.دلیل دوم این است که ما در هر شرایطی باید حفاظت از خاکها و جنگلها را مد نظر قرار دهیم چرا که اینها منبع جذب دی اکسید کربن هستند و منافع زیاد دیگری هم دارند.بنابراین اگر ما بخواهیم دی اکسید کربن را کاهش دهیم و حفاظت از خاک و آب داشته باشیم و جنگلها را توسعه دهیم خود اینها فی نفسه ارزشهای مطلوبی هستند که کاری به افزایش دما و انتشار گازهای گلخانه ای نخواهند داشت.

 

دکتر علی مشهدی

استادیار دانشگاه قم

سلام و عرض ادب دارم خدمت حضار و اساتید بزرگوار و همچنین از انجمن ایرانی ملل متحد و رئیس ارجمند آن خانم دکتر مصفا تشکر میکنم.

 موضوع بحثی که به آن خواهم پرداخت ایران و توافقنامه۲۰۱۵ پاریس است.سخنم را با این مطلب آغاز میکنم که توسعه پایدار همانطور که "شوز آکانگ" در اجلاس ریو به اضافه بیست گفته بود برای کشورها یک انتخاب نیست بلکه تنها راه حل ما در آینده است.به نظر می رسد شاخص ترین مسئله،مسئله تغییرات  آب و هوایی باشد.از مقدمات بحث می گذرم و در دو قسمت متمایز بحثم را ارائه خواهم کرد.یکی نگاه به گذشته است و نقطه عطف ماهم سال۲۰۱۵ می باشد.نگاه به گذشته در واقع کنوانسیون تغییرات آب و هوایی و پروتکل کیوتو است.یکی به دنبال تثبیت انتشار گازهای گلخانه ای است و کیوتو به دنبال کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و در نهایت توافقنامه پاریس که به دنبال کاهش شدت و سرعت افزایش دما است. تعهدات اقلیم را و کشورهایی که به نوعی درگیر این مسئله هستند در سه دسته متفاوت جای می دهم و فکر میکنم با این تقسیم بندی بتوانیم جایگاه ایران را مشخص کنیم.بعضی از دولتها اساسا این مسئله را قبول ندارند،یعنی زیر بار تعهدات تثبیت و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای نمی روند،این کشورها کاملا واقع گرایانه در روابط بین الملل بازی می کنند مانند چین و هند و البته آمریکا با زیرکی صراحتا این موضوع را رد نمی کند اما می گوید به شرطی که چین و هند هم کاهش بدهند،بنابراین برخی از دولتها اساسا این مسئله را نمی پذیرند و این به ماهیت مدرنیته بر می گردد که اساسا دولتها باید با چشمان باز آن ویژگی وستفالیایی دولت در روابط بین الملل عمل کند.دسته دوم دولتهایی هستند که این مشکل را می پذیرند و زیر بار تعهدات اقلیم می روند و توانایی آن یعنی امکانات فنی،مالی وتکنولوژیکی را دارند.خیلی از کشورهایی که در ضمیمه یک و ضمیمه دو کنواسیون ذکر شده تقریبا در این دسته جای می گیرند با این تفاوت که سطح تعهداتشان بایکدیگر متفاوت است،کشورهای ضمیمه یک باید کاهش بدهند و کشورهای ضمیمه دو علاوه بر کاهش باید کمک مالی هم بکند.اینها معمولا حسن نیت هم دارند یعنی مسئله را درک کرده اند و پذیرفته اند که تعهدات اقلیم در زمره تعهدات متقابل نیست،تعهدات زیست محیطی را نمیشود در قالب روسیب روسیته تحلیل کرد.این دولتها نمی خواهند تعهدات زیست محیطی را از منظر واقع گرایی حقوقی تحلیل کنند و عمل کنند و واقعا یک نگرانی مشترک را احساس کرده اند.تعهدی که هر کشور در مقابل جامعه بین المللی دارد علاوه بر تعهدی که یک کشور در مقابل کشور دیگر می پذیرد.در اجلاس ریو همچنین این مسئله چندین بار ذکر شده است که این قبیل بازی یعنی پذیرش و اجرای تعهدات یک فرصت برد برد است،اینطور نیست که یک کشوری بخواهد واقع گرایانه عمل کند و پذیرش تعهد زیست محیط را به معنای از کار افتادن توسعه اقتصادی بداند،در واقع همان چالشی که ما همواره در حقوق محیط زیست با آن روبه رو هستیم چالش توسعه اقتصادی و حفظ محیط زیست که من شخصا معتقد هستم که چالش محیط زیست چالش مدرنیته و جامعه سرمایه داری است و تا زمانی که دولتها به این آگاهی نرسند که این مسئله ای است که نه در درون سیستم بلکه بیرون از سیستم می تواند عمل کند.خوشبختانه در توافقنامه۲۰۱۵ دولتها تا حدودی به این آگاهی اکولوژیک دست پیدا کرده اند.دسته سوم کشورهایی هستند که دوست دارند تعهد را بپذیرند یا می پذیرند اما نمی توانند تعهدات کاهش یا تثبیت گازهای گلخانه ای را اجرا کنند،البته برخی حسن نیت ندارند یعنی فقط می خواهند خودشان را گرین نشان بدهند،برخی دیگر از کشورها حسن نیت در پذیرش و اجرای تعهد را دارند اما توانایی مالی،فنی و تکنولوژیکی ندارند که البته در پروتکل کیوتو کنوانسیون چارچوب کمک مالی کشورهای توسعه یافته به کشورهایی که توانایی بالایی ندارند پیش بینی شده است.چالش و دعوای اصلی در مذاکرات بر سر همین نکته است چون آن دوگروه از کشورها تکلیفشان مشخص است و تقریبا می دانند که چکار می کنند ولی چالش اصلی و بسیاری از بحثهایی که در کوپ های مختلف صورت می گرفت بر سر این نکته بود که چگونه باید مشکل این قبیل کشورها را که تعدادشان کم هم نیست حل کرد.به نظر شما کشور ایران در کدام یک از این دسته ها قرار می گیرد.من شخصا معتقد هستم که ایران در دسته سوم است،یعنی تعهد را پذیرفته،ما هم کنوانسیون۱۹۹۲ را در سال۱۳۷۵عضو شده ایم و هم در سال۱۳۸۴ عضو پروتکل کیوتو شده ایم،اما واقعیت این است که ایران علاقه مند به کاهش می باشد اما این امر در توانایی دولت نیست و متاسفانه مجریان امر هم کوتاهی کرده اند.مکانیزم های مالی متعددی وجود دارد که برای ما هم فرصت محسوب می شود و هم تهدید که به آن خواهم پرداخت اما دکتر عبداللهی نیز اشاره فرمودند مکانیزم توسعه پاک فرصت خوبی بود اما خیلی جدی گرفته نشد،مکانیزم های مالی دیگر مانند مکانیزم صندوق سبز اقلیم،مکانیزم جی اف و سایر مکانیزم ها که ما کمتر از آنها بهره گرفته ایم.من می خواستم در این چارچوب گزارشی از ایران بدهم و گزارش مفصلی هم آماده کرده بودم که به دلیل محدودیت زمان خیلی مختصر به آن اشاره می کنم.یک سری تکالیف برای سازمانهای درگیر با بحث انتشار در آیین نامه اجرایی کنوانسیون پیش بینی شده است که به تصویب وزیران رسیده و وزرات خانه های متعددی تکالیف متعددی را در این زمینه دارند از وزارت نیرو گرفته تا وزارت نفت،صنایع و معادن و...درمورد همکاریهای بین المللی و منطقه ای نیز سازمانهای متعددی باید نقش ایفا کنند از جمله وزارت خارجه در ارتباط با جف و تسهیلات جهانی محیط زیست،سازمان هواشناسی با هیئت بین الدولی تغییرات آب و هوایی،سازمان جهاد کشاورزی با فائو،همه اینها در آن چارچوب تعهد همکاری بین المللی می گنجد.ما همچنین به موجب کنوانسیون تعهدات دیگری را پذیرفته ایم که مفصل هستند،از جمله تشکیل کارگروه ملی تغییرات آب و هوایی،ارائه گزارش سالیانه،آموزش و تحقیقات،اطلاع رسانی،ارتقاء دانش فنی و جذب مکانیزم های توسعه پاک که به دلیل محدودیت زمان از آنها می گذرم.به طور کل ایران از لحاظ تکنیکی نیازمند به کمک در مورد مسئله تغییرات آب و هوایی و کاهش انتشار می باشد و این موضوع تقریبا چیزی شبیه به آلودگی شهر تهران است که گرفتار آن هستیم و یک مشکل چند بعدی است.

آخرین بحثی که می خواهم به آن بپردازم توافقنامه۲۰۱۵ پاریس است.چند نکته در رابطه با این توافق نامه بیان میکنم،یکی ماهیت این توافقنامه است دکتر عبداللهی فرمودند این سند در چارچوب کنوانسیون است اما من شخصا معتقد هستم اگر بخواهیم در چارچوب کنوانسیون حقوق معاهدات این سند را تحلیل کنیم فعلا برای ما تعهدی ندارد چون هنوز مسیر امضاء،تصویب و الحاق این سند سپری نشده است و قرار است که امسال ۲۰۱۶ در نیویورک به امضا برسد اما این منافی آنچه که دکتر عبداللهی نیز فرمودند نیست.اما چرا کوپ۲۱،در واقع کوپ۲۱ به همان اختلاف دیدگاهها برمی گردد،سه مسئله مهم در مذاکرات وجود داشت،چه کشورهایی،به چه میزانی باید کاهش داشته باشند و مرجع نظارت و ساختار نظارتی کنوانسیون باید چگونه تعریف بشود.اگر به اهداف توافق نامه از منظر واقع گرایی نگاه کنیم برای ایران هم تهدید است و هم فرصت،اولین فرصت برای ایران در صورت عضویت بهره مندی از مکانیزم های مالی پیش بینی شده در توافقنامه و البته اسناد قبلی است،مکانیزم های مالیcdm،gef و nmas و صندوق سبز اقلیم مکانیزم هایی هستند که در نشستها طراحی و تصویب شده اند اینها برای ایران فرصت های خوبی است و اگر بخواهیم توصیه ای کنیم از سازمانهای ذی ربط می خواهیم که یک تلاشی برای جذب این مکانیزم ها انجام دهند. مانند چین که حدود ۴۵درصد را جذب کرده است.فرصت دوم انرژی های نو و پاک است،رها شدن اقتصاد و کلا ساختار دولت از نفت و البته گاز که نسبت به نفت از لحاظ انتشار آلایندگی کمتری برای ما دارد و می توانیم از طریق فروش آن کسری فروش نفت را جبران کنیم.فرصت سوم برای ایران در چارچوب این توافقنامه تحریم ها هستند.خانم ابتکار در مذاکرات اعلام کردند که ۶ درصد را از طرف ایران تعهد می کنند اما اگر جامعه بین المللی کلیه تحریمها را حذف کند می توانیم تا ۱۲ درصد هم تعهدمان را کاهش دهیم در واقع مهمترین یا بخشی از مشکل ایران در زمینه مشکلات تکنولوژیکی کاهش آلاینده ها به تحریم برمی گردد و آخرین بحث که بحث تهدید است.دو مشکل در رابطه با ایران اگر تعهد را بپذیرد وجود دارد،یکی کاهش فروش نفت است،واقعیت این است که کشورها به سمت اقتصاد کم کربن حرکت کرده اند و بخش عمده ای از آلاینده ها به صنعت نفت برمی گردد و لذا احتمالا ما در آینده این مشکل را داشته باشم و آخرین تهدید این است که ایران در زمره دولتهایی است که بیشترین آلایندگی و میزان انتشار دارد و در رنکینگ نهمین کشور است و جزء کشورهایی است که میزان انتشارش مطلوب نیست و این موضوع از طریق فشلر بر این ایران برای کاهش میزان انتشار در آینده چالش ایجاد می کند و احتمالا طبق گزارش های فنی در منطقه خاورمیانه میزان افزایش دما تا دوازده درجه هم خواهد بود به همین دلیل باید به سمت انرژی های سبز و انرژی هایی که دارای منطق اقتصادی هستند باید حرکت کنیم.ایرانی ها به اندازه کل اتحادیه اروپا گاز مصرف می کنند و این یک مسئله جدی است.در نهایت سخنم را با این مطلب پایان می دهم که تغییرات آب و هوایی می تواند فرصتی برای همه باشد در عین حال تهدیدی برای هیچ کس.

 

آقای جواد امین منصور

دیپلمات (وزارت امور خارجه)

عرض سلام دارم خدمت اساتید عزیز و دانشجویان محترم و امیدوارم بتوانم آنچه که در ذهنم است را به خوبی بیان کنم.

با توجه به اینکه بیشتر دوستانی که در این جلسه حضور دارند رشته حقوق هستند من در ابتدا پلی می زنم بین تغییر آب و هوا و مسئله حقوق البته که دوستان مستحضر هستند و بیشتر هم متوجه شوند دلیل اینکه این جلسه در این دانشکده برگزار شده است چیست،همانطور که فرمودند یکی از پیامدهای تغییر آب وهوا بالا رفتن آب دریا است،حتما می دانید وقتی که آب دریا بالا رود یک سری از جزایر که ارتفاعشان پست است یا مناطق ساحلی کم ارتفاع زیر آب خواهند رفت،یعنی در پی بروز یکی از آثار تغییرات آب و هوا نابودی یک سری از کشورها مانند مالدیو،فیجی در اقیانوس آرام،کشورهای کارائیب و... را به دنبال دارد و این دسته از کشورها این مسائل را با حساسیت زیاد دنبال می کنند و خواهان اقدام بین المللی هستند همچنین قطعا مساحت ایران تحت تاثیر قرار خواهد گرفت مخصوصا مناطق ساحلی در جنوب کشور که ارتفاع پست دارد آب آنها را فرا خواهد گرفت و به این ترتیب مساحت کشور کم خواهد شد،کشوری مانند بحرین جزء کشورهایی است که ممکن است زیر آب برود و این از مسائلی است که در روابط بین الملل باید به آن توجه داشت.از جمله مسائل دیگر از بلایای طبیعی که ذکر کرده اند و به لحاظ شدت و تکرار افزایش پیدا کرده است،الگوهای کشاورزی در حال تغییر است و باید خودش را با شرایط جدید تطبیق بدهد و این روی امنیت غذایی اثر منفی خواهد گذاشت در نتیجه همه این اتفاقات مسئله کمبود آب شیرین مطرح است و در نتیجه تمامی این مسائل موجب شکل گیری منازعات میان کشورها،افزایش مهاجرتهای زیست محیطی و جا به جایی جمعیت مانند کسانی که از استان سیستان و بلوچستان به استان گلستان رفته اند می شود،تاثیر بر روی امنیت،افزایش منازعه بین استانها،اختلافات حقوقی و... خواهد شد.

. فایل مربوط به پاورپوینتی که آقای جواد امین منصور دراین جلسه  تهیه و ارائه نموده اند را می توانید از>>اینجا<< مطالعه نمایید.   

گزارش عملکرد انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد در سال ۱۳۹۴ بر روی وبگاه انجمن قرار گرفت



مطالعه نمایید