ویروس  کرونا تهدید مشترک بشری در برابر  نفع مشترک بشری
 

ویروس کرونا؛ "تهدید مشترک بشری" در برابر "نفع مشترک بشری"

 

دکتر علیرضا دلخوش – مدرس حقوق بین الملل

ویروس کرونا در تاریخ معاصر حیات بشری، بعنوان واژه ای پر رمز و راز باقی خواهد ماند؛ واژه ای که توانست به سرعت غیرقابل باوری، نظم شکل یافته در حوزه های سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی را زیر سوال ببرد. شیوع این ویروس همه گیر و مرموز (با هر مبدائی)، در اوج ناباوری، بشر قرن بیست و یکم را در دریایی از احساس بی پناهی توام با ضعف و جهل غوطه ور ساخت و باعث شد که این سوال به ظاهر فلسفی یکبار دیگر و این بار با لحنی به شدت طعنه آمیز مطرح گردد که بهره پیشرفت فنآوری و توسعه بشری در حوزه های صنعت، کشاورزی، پزشکی، نظامی، فضا و اتم اگر چیزی برای تضمین حیات وی نیست، پس چیست و به چه کاری می آید!؟

هنوز زود است در مورد عواقب فلسفی و معرفتی ناشی از بحران جهانی کرونا سخن گفت و کماکان باید منتظر ماند و دید که این بلای نامرئی چه زمانی و با چه قیمتی حاضر خواهد بود از سینه ها و ریه های بشریت خارج شود. ولی آنچه مسلم است اینکه پدیده کرونا باعث مطرح شدن مکرر و پررنگ "همکاری" در بین کشورها در مبارزه با شیوع وحشتناک ویروس ناشناخته شد. شیوع گسترده ویروس کرونا و درگیر شدن تمامی کشورها، این مساله را از دایره یک موضوع بهداشت جهانی خارج و تبدیل به یک بحران جهانگیر نموده است؛ به حدی که برای پاسخ به آن  همکاری همه کشورها و سازمانهای بین المللی، امری اجتناب ناپذیر بوده و مبارزه همه جانبه بدون توجه به اختلافات سیاسی، نژادی و ملیتی را ضروری نموده است.  دبیر کل سازمان ملل متحد در این خصوص بر ضرورت اتحاد و توجه ویژه به گروههای آسیب پذیر جامعه تاکید کرده است. وی درگیری جامعه جهانی با ویروس کرونا را "جنگ" خوانده، جنگی که هنوز بر آن «غلبه نیافته ایم». استفاده از واژه جنگ برای مبارزه با کرونا، تنها مختص دبیرکل سازمان ملل نیست. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا نیز در هفدهم مارس 2020 طی یک توئیت،  اظهار داشت که «جهان با یک دشمن پنهان در حال جنگ است. ما پیروز می شویم».  شورای آتلانتیک (The Atlantic Council) هم طی گزارشی، ضمن مقایسه حوادث 11 سپتامبر و همه گیری ویروس کرونا، به رئیس جمهور آمریکا توصیه نموده است تا با استفاده از ماده 5 پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) ، به دفاع دسته جمعی علیه تجاوز به اعضای ناتو، متوسل شود. امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه در سخنرانی شانزدهم مارس خود اعلام نمود که «ما در حال جنگ علیه دشمن نامرئی هستیم»؛ بوریس جانسون، نخست وزیر انگلیس مدعی شد که دولتش باید مانند "دولت در جنگ" عمل نماید و اسکات موریسون، نخست وزیر استرالیا نیز از استرالیایی ها خواست تا روح "آنزاک ها" (مدافعین استرالیا در جنگ جهانی دوم) را احضار کنند!

در تصویری جامع از آنچه که در پس انتشار ویروس کرونا، در نظام بین الملل و تعاملات کشورها و فعالین بین المللی دیده می شود اما چیزی فراتر از جدال صرف کشورها با کرونا مشاهده می شود. در این تصویر، تعارضی آشکار بین "همکاری" یا "به خود اندیشی" به چشم می خورد. همکاری یا عدم همکاری، مساله این است! همکاری بین کشورها و اعضای ملل متحد، یکی از عبارت های پرمصرف در اسناد پایه ای بین المللی است. این اصطلاح هشت مرتبه در جای جای منشور سازمان ملل متحد بکار رفته است. ماده اول منشور که در بردارنده اهداف سازمان ملل متحد است، فهرستی از همکاری های بین المللی در مورد مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بشردوستانه را برشمرده و در ماده دوم، ویژگی الزام آور بودن موضوعات ماده اول، بیان شده است. در مواد 11 و 13 منشور در مورد کارویژه های مجمع عمومی سازمان ملل متحد، از اصول کلی همکاری برای حفظ صلح و امنیت بین المللی و نیز از ترویج همکاری های بین الدولی در موضوعات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و بهداشتی سخن رفته است و در ادامه (ماده 55)، بر همکاری کشورها در موضوعات مختلف و از جمله حل مسائل بین المللی اقتصادی – اجتماعی – بهداشتی و مسائل مربوط به آنها سخن رفته و در ماده 56 نیز بر تعهد الزام آور اعضا جهت همکاری با سازمان ملل متحد برای نیل به همکاری های مصرحه در ماده 55 تاکید گردیده است.

هرچند در مورد ماهیت حقوقی تعهد به همکاری در بین نویسندگان حقوق بین الملل، اتفاق نظر وجود ندارد )علیرضا دلخوش؛ مقابله با جرایم بین المللی،تعهد دولتها به همکاری؛1389،ص.45) اما در اینکه در عالم حقوق بین الملل و بویژه در مواقع بروز بحرانهای فرامرزی و جهانی، تعهدی بنام تعهد دولتها به همکاری وجود دارد، نه تنها اختلافی نیست بلکه با مطرح شدن مساله ای بنام "منفعت عام"  (نظر جداگانه قاضی جساپ در قضیه  اتیوپی و لیبریا علیه آفریقای جنوبی، سال 1962، پاراگراف 433 ) در نظریه های حقوقی،  موضوع "تعهدات عام حقوق بشری"  و "صاحب حق بودن" همه مردم جهان ( فارغ از هر ملیتی) در دسترسی به حداقلی از حقوق، مورد شناسایی قرار گرفته است.

بهر حال در گرماگرم تلاش همه کشورها جهت نجات خود از بلای ناخوانده و جهانی کووید-19،  سوال اصلی مطرح، اینکه آیا این بلای مشترک جهانی، سبب افزایش همکاری های بین المللی کشورها شده و یا موجبات انزوا و تک روی بیشتر آنها را فراهم خواهد ساخت؟ وضعیت کشورها در چالش اخیر کرونا مبتی بر یکی از مدلهای تعاملات منطقه ای، رویکرد های ملی گرایانه با  نگاه به همکاری های بین المللی ویا ملی گرایی و سوء ظن به خارج می باشد. در شرایطی که دو کشور ایتالیا و اسپانیا در قاره اروپا به لحاظ تعداد بالای مبتلایان و آمار فوتی ها، در رده بسیار بالایی قرار گرفته بودند و بدلیل وخامت وضعیتشان، امید زیادی به کمکهای هم پیمانان و همسایگان خود داشتند، با بی مهری و بی اعتنایی اولیه کشورهای اروپایی روبرو شدند. به عبارت دیگر مدل "تعاملات منطقه ای" در برخورد با کرونا، در رابطه با قاره اروپا و اعضای اروپایی ناتو، کارکردی نداشت و در مقابل این وضعیت، روسیه و چین با ارسال کمکهای گسترده بشردوستانه به این دو کشور، به کمک بیمارستانهای مادرید و رم شتافته و موجبات قدردانی دولتهای ایتالیا و اسپانیا در برابر گلایه مندی جدی این دو کشور از همسایگان اروپایی را فراهم آوردند.

اقدامات بخش عمده ای از کشورها معطوف به قرنطینه شهری و افراد، محدودیت ترددها، لغو پروازها و بستن مرزهای زمینی و دریایی بود که نتیجه این تمهیدات، انزوای کشورها و توجه به درون بود. بخش عمده ای از کشورها با اتخاذ سیاستهای ملی گرایانه شدید و نگاه به درون و اعمال قرنطینه های سخت،  تمام توجه خود را معطوف داخل نمودند.

هر چند برای جمع بندی نتایج این رویکرد، به گذشت زمان بیشتری نیاز هست اما تا همین جا، این روند منجر به  زیرسوال رفتن جدی دکترین جهانی شدن و تقویت نگرشهای ملی گرایانه و ظهور پدیده  "بیگانگی جهانی" ( Global Alienation) به معنای دوری جوامع انسانی از همدیگر و فرو رفتن در انزوای ملی شده است. در برابر این رویکرد،  برخی از کشورها در عین اتخاذ رویکرد ملی گرایانه و خوداتکایی، تلاش نمودند تا از توجه به مردم سایر کشورها نیز غافل نشوند. این رویکردِ به شدت منطبق با "دیپلماسی عمومی" سبب کم اثر شدن تبلیغات و هجمه های سیاسی و تبلیغی گسترده آمریکا و برخی کشورهای اروپایی علیه کشور چین و "ویروس چینی" شد. چین ضمن ارائه کمکهای بهداشتی و درمانی و تجهیزات بهداشتی به کشورهای مختلف، نگاه بین المللی را از سمت آمریکا بعنوان قدرت بلامنازع جهانی به سمت پکن برگرداند.  کمکهای چین به کشورهای مختلف در قالب ارائه ماسک که به "دیپلماسی ماسک" شهرت یافت، انعکاس خوبی نزد افکار عمومی جامعه جهانی داشت به حدی که می توان چین را تا این مرحله از مبارزه جهانی با کرونا، بعنوان برنده صحنه بین المللی مبارزه با کرونا دانست. بدون تردید آن روی سکه "دیپلماسی ماسک"، کشور ایالات متحده آمریکا قرار دارد. رفتار نامناسب این کشور در مواجهه با کرونا، بیش از هر چیزی، انتظارات پیش از این را از کشوری با قدرت و ظرفیتهای آمریکا، زیر سوال برد. واکنش دیرهنگام سیستم بهداشتی آمریکا به تهدیدات کرونایی، عدم آمادگی برخورد عملیاتی با گسترش ویروس، کمبودهای فراوان درمانی، آثار کرونا بر قفسه فروشگاه ها، بیکاری و معضلات اقتصادی و در کنار همه اینها، احساس تنهایی و عدم حضور همکاران سنتی این کشور در کنار وی، چهره نامناسبی از این کشور را تا این لحظه به نمایش گذاشته است؛ بطوریکه هجمه های گسترده آمریکا علیه چین بعنوان متهم اصلی انتشار ویروس (فارغ از مبانی درست یا نادرستش)، بخشی از واکنش های رفتاری این کشور در ناکارآمدی مدیریت بحران کرونایی آن ارزیابی می گردد. 

به هر روی ، بحران جهانی کرونا تا این لحظه توانسته است ضمن پررنگ سازی توجه به مفهوم تعهد به همکاری کشورها بویژه در حوزه حقوق بنیادین بشری و نیاز جامعه بشری به تمهید زمینه های عملیاتی این نوع همکاری ها، این نکته را آشکار سازد که پیشرفت های علمی انسانی، نتوانسته است بشریت را به میزان کافی از بهره های رفاهی و توسعه ای خود منتفع سازد. مفهوم "نفع مشترک بشری"، بر خلاف نظر منتقدان این اصطلاح، مفهومی انتزاعی و فانتزی نیست؛ بحران جهانی کرونا نشان داد که "تهدیدات مشترک بشری" تنها با تمرکز بر "منفعت مشترک بشری" قابل دفع می باشد.

آخرین مطالب تالار گفتگو

آیین نامه کمیته جوانان انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد



اطلاعات بیشتر