
دکتر احسان صادقی پور- پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
صحبت درباره نظم جدید بدون در نظر گرفتن پایداری محیط زیست مفهومی ندارد. از بین رفتن جنگل های گرمسیری، گسترش بیابان ها، خشک شدن دریاچه ها، آلودگی روزافزون هوا سلسله جنبان این جنبش هستند. نسل جدید و آینده نه تنها از وقوع جنگ بلکه از بابت فقر و گرسنگی و تهدیدات محیط زیست در معرض خطر جدی قرار دارند.
تعامل محیط زیست و امنیت بین المللی
اعلام این مطلب اغراق نیست که امروزه از مباحث جدید در حوزه امنیت و امنیت بین المللی موضوع محیط زیست است که دیگر نمی توان با دکترین های کلاسیک آن را توجیه نمود. عناصری چون محیط زیست، منابع طبیعی و جمعیت با تحولاتی مواجه شده اند که کمترین اثر آن در نوردیدن مرزهای ملی و فرسایش حاکمیت دولت هاست. تهدیدات فرامرزی محیط زیست نظیر پارگی لایه ازن، گرم شدن زمین، حذف تدریجی جنگل ها، خشکسالی و خشک شدن رودخانه ها، آلودگی آب تالاب ها، رودخانه ها و دریاها و حتی اقیانوس ها با مواد شیمیایی، باران های اسیدی و ذوب شدن کوه های یخ و یخسارها در دو قطب شمال و جنوب به طور وسیعی امنیت بین المللی و رفاه انسان ها را در معرض تهدید قرار داده است که با اقدام یک جانبه و فردی دولت ها مقابله با آن به نحو اصولی ممکن نیست. جامعه بین المللی باید در تدارک یک سازوکار مسؤلیت جمعی برای حفاظت از محیط زیست باشد هم از جهت وضع مقررات کنترل آلودگی و هم ترمیم خسارات وارده بر محیط زیست.
تغییرات اقلیمی (ذوب شدن پوشش های یخی)
یافته های اخیر دانشمندان حاکی از آن است که کره زمین در آینده ای نه چندان دور شاهد تغییرات سریع آب و هوا خواهد بود. مرکز ملی داده های آماری آب و هوایی آمریکا، در گزارش خود در سال 2001 اعلام کرده است که کره زمین درطول 120 سال اخیر افزایش حرارتی معادل یک درجه فارنهایت را تجربه کرده است و این میزان در قرن پیش رو، عدد بالاتری را به خود اختصاص خواهد داد. دمای کره زمین با اعلام مراجع علمی در سال 2100 چهار درجه سانتی گراد گرم تر خواهد شد. شاید در بادی امر این چهار درجه سانتی گراد عدد بزرگی نباشد، اما آثار ویرانگر بیشماری دارد. نکته قابل توجه دیگر افزایش شدید سرعت آب شدن یخچال های قطبی است. این امر باعث شده که سطح اقیانوس ها آرام آرام بالا برود. طبق اعلام مراجع علمی در سال 2030 سطح اقیانوس ها 20 سانتی متر بالا خواهد رفت و این رقم به 65 سانتی متر در سال 2100 افزایش خواهد یافت. در ۵۰ سال اخیر پوشش های برفی و یخی در سطح کره زمین رو به کاهش بوده است و بر این اساس می توان کاهش یخ های اقیانوس منجمد شمالی را یکی از آشکارترین آثار ناشی از تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی در نظر گرفت، سال ۲۰۱۸ کمترین میزان پوشش یخ های قطبی ثبت شده است. بر اساس تجزیه و تحلیل اطلاعات ثبت شده برآوردها نشان می دهند تا سال ۲۰۳۰ تمام یخچال های واقع در قطب شمال و تا آخر قرن کنونی تمام کوه ها و سطوح یخی قطب جنوب، به دلیل افزایش دمای کره زمین ذوب خواهند شد. دانشمندان در سال ۲۰۰۵ تشخیص دادند که کره زمین نسبت به افزایش گازهای گلخانه ای در جو واکنش های بیرونی نشان می دهد که مهم ترین آن ذوب لایه های زیرین یخ در اعماق زمین، آزاد کردن کربن یخ ها، گرم شدن اقیانوس ها و همچنین مرگ پلانکتون ها را که در جذب دی اکسید کربن نقش دارند در پی دارد. تحقیقات نشان می دهند ذوب یخ های دائمی که حدود 5/24 % از کل مساحت قطب شمال را تشکیل می دهند، عاملی مهم در افزایش جهانی دمای هواست. این سرزمین های یخ زده، حاوی مقدار زیادی گاز دی اکسید کربن و متان (۵۰۰ میلیون تن) برابر با ۷۰ % کربن کنونی در اتمسفر را در خود دارند و در صورت ذوب شدن، آن ها را وارد اتمسفر می کنند. همچنین در صورت ذوب این یخ ها، قدرت بازتابی پرتوهای خورشیدی نیز در این سرزمین ها کاهش می یابد؛ زیرا سرزمین های پوشیده از یخ، گرما را به اتمسفر انعکاس می دهند؛ در حالی که زمین های عاری از پوشش یخ، گرما را جذب می کنند و نقش مهمی در تسریع فرایند گرم شدن زمین دارند.
رویکرد حقوق بین الملل در تغییرات آب و هوایی
با وجود این که توجه به مسائل زیست محیطی چندین دهه است که در حوزه مطالعات اندیشمندان قرار گرفته اما از دهه ۱۹۹۰ میلادی بعد سیاسی و امنیتی نیز یافته است. از این رو، کلیه دولت های شمال و جنوب سعی دارند پا به پای پیشرفت علم و تکنولوژی قواعد حقوقی مناسبی را برای بهبود محیط زیست ارائه دهند. محیط زیست هم اکنون به عنوان یکی از شعارهای انتخاباتی احزاب در قاره اروپا درآمده است. آلودگی محیط زیست بر اساس معیارهای جدیدی به زمامداری، مانع اساسی توسعه پایدار است. در عین حال به موازات نظم عمومی بین المللی نیازمند محافظت از محیط زیست از طریق تصویب معاهدات چند جانبه هستیم که نظم حقوقی متناسبی را برقرار کند و بدون شک قضات، مقامات رسمی سازمان های بین المللی و کنفرانس های بین المللی قادرند بیشترین تأثیرگذاران در حوزه محیط زیست باشند. بدون تردید بررسی و رسیدگی به عواملی از این دست، که مخل صلح و امنیت بین المللی باشد، صراحتاً در صلاحیت شورای امنیت سازمان ملل است. بر این اساس، با تشخیص وصف تهدید آمیز تغییرات آب و هوایی و پیامدهای سوء ناشی از آن، از سوی شورای امنیت، کلیه کشورها می بایست تصمیمات شورای امنیت را محترم شمرده و اجرا نمایند. بر مبنای این رویه، جلوگیری از تغییرات آب و هوایی و نیز کاهش گازهای گلخانه ای، وظیفه ای همگانی برای کلیه اعضای جامعه بین المللی محسوب می شود. به عبارت دیگر، با توجه به جنبه عام الشمول بودن تعهد کاهش تشعشعات گازهای گلخانه ای، جامعه بین الملل تمامی اعضا را متعهد به اجرای آن و مسؤل در برابر پیامد های آن می داند. تلاش های جامعه بین الملل تاکنون در مورد مسأله تغییرات آب و هوایی، منجر به ایجاد دو پیمان ارزشمند بین المللی حقوقی، با عناوین کنوانسیون سازمان ملل متحد در ساختار تغییرات آب و هوا (UNFCCC) و پیمان کیوتو )KP( گردیده است. در حقیقت این پیمان ها مهر تأییدی هستند که اثبات می کنند تغییرات آب و هوایی، معضلی با نگرانی گسترده عمومی در سطح بین الملل است و حل این معضل نیز راهکاری جهانی با مسؤلیت پذیری عمومی بشر را می طلبد. در این اسناد بین المللی راهکارهایی جهت جلوگیری از نشر گازهای گلخانه ای با هدف پیشگیری از تغییرات آب و هوایی مطرح شده است که مؤثرترین آن ها، اتخاذ تصمیماتی مبنی بر سیاست های کاهش و انطباق است.گام مهم دیگر، انجام پژوهش ها و تحقیقات علمی در زمینه کشف علل و عوامل تغییرات آب و هوایی و شناخت اثرات آن است. شایان ذکر است که تاکنون به لحاظ عملی اقدام قابل توجهی از سوی دولت ها در راستای اجرایی کردن این تصمیمات رخ نداده است.
سخن آخر این که در ازاء تجاوز به محیط زیست قطعاً ده ها نوع هزینه جانبی برای خود می تراشیم به ویژه که اقتصاد اکثریت کشورها با کاهش درآمد و تورم و بیکاری مواجه بوده و از میزان رفاه ملت ها در عمل کاسته می شود شاخص عملکردی محیط زیست کشورها نشان می دهد که حتی کشورهایی که بالاترین در آمد سرانه ملی را به خود اختصاص داده اند نظیر هلند، فنلاند دانمارک، سوئد و نروژ قادر به توقف تخریب محیط زیست و آلودگی های پایدار خود نیستند. بدون شک کنفرانس های گوناگونی که هم اکنون در حال تشکیل و صدور قطعنامه هستند نشان می دهند که شاخص های حفاظت از محیط زیست و موازین حقوق بین الملل محیط زیست به سطح قواعد آمره حقوق بین الملل ارتقاء یافته و می توان آن ها را به سان تعهدات دولت ها در رابطه با جامعه بین المللی تلقی کرد. به نظر می رسد که برای بهبود اوضاع، مشارکت همه اندیشمندان از جمله سیاستمداران و اقتصاددانان برای تغییر در فرهنگ بهره گیری از طبیعت و آرمان توسعه اقتصادی ضرورت دارد.