حمیده فقیه - دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه تهران
۱۴۰۵/۰۴/۰۹​

در طول دو دهه گذشته شاهد نگرانی های برخی از رسانه های کشورهای امضاء کننده اولیه معاهده 1959 جنوبگان و نیز محققین و فعالان محیط زیست جنوبگان پیرامون فعالیت­های متعدد چین در قطب جنوب و افزایش حضور آن کشور در آن منطقه از طریق توسعه ایستگاه های تحقیقاتی بوده ایم. به نظر می رسد این نگرانی ها عمدتاً در دو سطح قابل طرح باشند؛ یکی به لحاظ تبعات ناخوشایند حضور روزافزون کشورها برای زیست جنوبگان، طبیعت و موجودات آن و دیگری نگرانی های ناشی از شکل گیری نوعی رقابت ژئوپولیتیکی میان چین با سایر کشورهای فعال در قطب جنوب. نگرانی اول اصولاً از طرف حامیان محیط زیست جنوبگان و نگرانی دوم از سوی تحلیل گران سیاسی و کارشناسان سیاست بین الملل و حقوق بین الملل مطرح بوده است.

این نگرانی ها عمدتاً بر ادعاهایی استوار است. از جمله این که افزایش حضور چین در قطب جنوب هر چند به صورت کاملاً صلح آمیز و در جهت توسعه تحقیقات علمی مطابق با ماده 1 معاهده جنوبگان، توازن قدرت و نظام حکمرانی و مدیریتی شکل گرفته طبق نظام پیمان جنوبگان را به مرور زمان تغییر داده و چین را به یک «ابر قدرت قطبی» تبدیل می کند. از طرف دیگر بر اساس مفاد پروتکل حفاظت از محیط زیست جنوبگان (پروتکل مادرید 1991) کلیه کشورهای فعال در منطقه جنوبگان ملزم هستند که تمامی فعالیت های صورت گرفته در قطب جنوب از جمله ساخت ایستگاه های تحقیقاتی را تحت ارزیابی زیست محیطی دقیق قرار دهند تا اثرات منفی بر محیط زیست و اقلیم خاص این قاره به حداقل برسد. موضوعی که بنا به ادعاهای یاد شده، به جهت عدم شفافیت در سیاست جنوبگانی کشور چین با ابهاماتی اساسی روبرو است.

در بحبوحه نگرانی ها و ادعاهای مطرح شده در خصوص سیاست ها و اهداف چین در قطب جنوب، این کشور از یک سیستم انرژی پاک (clean energy) در ایستگاه تحقیقاتی Qinling خود در جزیره Inexpressible واقع در خلیج Terra Nova رونمایی کرده که خود می تواند نشان از رویکرد علم محور این کشور در اهداف، سیاست ها و فعالیت های آن در منطقه جنوبگان باشد. اقدام چین در استفاده از این سیستم جدید برای تولید انرژی تجدید پذیر با بهره گیری از پنل های خورشیدی، توربین های بادی مقاوم در برابر بادهای شدید قطبی، سیستم انرژی هیدروژنی و باتری های لیتیوم-یون مقاوم در برابر یخ و یک شبکه هوشمند صورت گرفته است. به گفته مسئولین مربوطه در آن کشور، این سیستم قابلیت تأمین میزان 60 درصد انرژی سالانه ایستگاه تحقیقاتی مورد اشاره را دارد.

لازم به ذکر است که در حال حاضر اکثر ایستگاه های تحقیقاتی در قطب جنوب همچنان از سوخت های فسیلی مانند دیزل برای تولید برق و گرما استفاده می کنند. سوخت دیزل به جهت خطر نشت و پاک سازی سخت و پر هزینه آن، برای محیط زیست جنوبگان بسیار مضر بوده و مدت هاست که ضرورت به کارگیری روش هایی مانند انرژی های جایگزین تجدید پذیر در مراکز تحقیقاتی قطب جنوب و یا استفاده از میکروارگانیسم‌های بومی جنوبگان برای پاک سازی در صورت آلودگی از سوی متخصصین مربوطه تشخیص و پیشنهادهایی مطرح شده است.

در این رابطه آن چه بدیهی و مسلم به نظر می آید این است که استفاده چین از این فناوری جدید در ایستگاه تحقیقاتی خود در قطب جنوب، ضمن به نمایش گذاشتن توانمندی آن کشور در استفاده از فناوری های نوین، قطعاً به عنوان نمونه ای کاربردی و قابل الگو برداری در راستای نیل به هدف بنیادین توسعه پایدار در فعالیت های تحقیقاتی در قطب جنوب به شمار می آید. در ضمن سیستم انرژی پاک مورد اشاره، علاوه بر نقش مهمی که در حفاظت از محیط زیست قطب جنوب و کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی آلاینده ایفا می نماید، برای پژوهشگران حوزه حقوق محیط زیست و تغییر اقلیم نیز از اهمیت فراوانی برخوردار خواهد بود.

نظر به وجود نگرانی ها و ادعاهایی که در ابتدای این یادداشت به آن ها اشاره شد، به طور قطع استفاده از یک سیستم نوین برای تولید انرژی پاک و تجدیدپذیر در ایستگاه  تحقیقاتی Qinling، خود می تواند عاملی باشد در راستای کاهش نگرانی های مرتبط با رقابت ژئوپولیتیکی؛ چرا که این موضوع نشان داده است که چین به عنوان یک کشور صاحب فناوری های نوین، به فعالیت های علمی صلح آمیز در منطقه جنوبگان علاقه مند بوده و حفظ محیط زیست منطقه برای آن کشور واجد اهمیت است.

در نهایت با وجود تلاش های علمی صورت گرفته از سوی کشورها جهت حفاظت هر چه بیشتر از منطقه جنوبگان همچون پیشرفت حاصله در ایستگاه تحقیقاتی چین، آن چه از تمامی کشورهای فعال در قطب جنوب من جمله چین انتظار می رود، آن است که سیاست جنوبگانی خود را رسماً اعلام نمایند. سیاستی که می بایست:

- بلند مدت باشد؛ بدین معنی که موضع گیری ها، تعهدات، رفتارها، فعالیت ها و برنامه ریزی های هر کشوری در ارتباط با جنوبگان و مسائل مرتبط با آن، در آینده کاملاً قابل پیش بینی باشد.

- شفاف باشد؛ بدین معنی که کلیه اطلاعات مربوط به فعالیت ها و نیز آثار فعالیت های کشورها بر محیط زیست جنوبگان  به صورت علنی در دسترس عموم قرار گیرد.

- صلح آمیز و بر پایه همکاری بین المللی و به اشتراک گذاشتن اطلاعات علمی با دیگر کشورها باشد؛ آن چنان که در مواد 1 و 3 معاهده 1959 جنوبگان بدان تصریح شده است.

- در قبال محیط زیست جنوبگان مسئول باشد؛ لذا همان گونه که در پروتکل مادرید و به طور خاص در مواد 3 و 8 پروتکل مزبور ذکر شده است، پیش از هر فعالیتی در منطقه، محوریت قرار دادن هدف اصلی حفاظت از محیط زیست جنوبگان و ارزیابی آثار آن فعالیت ها الزامی است.

- انعطاف پذیر باشد؛ یعنی توان تطبیق سیاست های اتخاذی با شرایط زیست محیطی جنوبگان و بحران های آن منطقه را داشته باشد و ضمن رعایت الزامات و تعهدات ناشی از نظام پیمان جنوبگان و اصول حقوق بین الملل در رابطه با مناطق خارج از صلاحیت سرزمینی دولت ها، قابلیت اصلاح سیاست‌ها در مواجهه با تغییرات قانونی و امکان همکاری و پاسخگویی را داشته باشد.

- متعهد به گزارش دهی سالانه منظم باشد؛ آن چنان که در ماده 17 پروتکل مادرید بدان پرداخته شده است. البته این علاوه بر تعهدی است که کشورهای عضو نظام پیمان جنوبگان در خصوص به اشتراک گذاشتن اطلاعات و نتایج تحقیقات علمی (ماده 3 معاهده 1959) و فراهم آوردن امکان بازرسی ناظران (مواد 7 و 8 معاهده 1959) دارند.

به این ترتیب اعلام یک سیاست جامع و شفاف نه تنها سبب افزایش اعتماد میان کشورها، بلکه باعث پیشبرد هر چه بهتر تحقیقات و همکاری های علمی و حفاظت از محیط زیست قطب جنوب به صورت پایدار خواهد بود.

 

آخرین مطالب تالار گفتگو

آیین نامه کمیته جوانان انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد



اطلاعات بیشتر