
سیده سمیرا معروف - دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
۱۴۰۵/۰۸/۰۵
در سالهای اخیر، ادعای دزدی ابرها در ایران به یک موضوع داغ تبدیل شده است. این ایده که کشورهای همسایه نظیر ترکیه و امارات متحده عربی یا دشمنان مانند اسرائیل و حتی ایالات متحده با استفاده از فناوریهای پیشرفته، ابرهای بارانزا را از آسمان ایران میربایند تا خشکسالی ایجاد کنند، در رسانهها و شبکههای اجتماعی فراگیر شده است. اما آیا این پدیده واقعاً وجود دارد و از نظر علمی امکانپذیر است؟ از دیدگاه حقوق بینالملل، چه قواعدی بر آن حاکم است؟ در این نوشتار با هدف تمیز مرز علم از شبه علم به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.
زمینه تاریخی و اجتماعی ادعاها در ایران
ادعای دزدی ابرها ریشه در بحران شدید آب در ایران دارد. ایران چهارمین کشور جهان از نظر تنش آبی است و خشکسالیهای اخیر منجر به کاهش ۶۲ درصدی بارش ها در کشور نسبت به میانگین بلندمدت شده است. در این شرایط، مقامات ایرانی اغلب دشمنان خارجی را مقصر این واقعه میدانند. برای مثال، در سال ۲۰۱۸، یک مقام نظامی ایرانی اسرائیل را متهم به دزدی ابرها کرد و گفت تغییرات آب و هوایی ناشی از اقدامات اسرائیل است. در سال ۲۰۲۲، ایران، اسرائیل و امارات را به سرقت باران متهم کرد. اخیراً در ۲۰۲۵، یک متخصص منابع آب ایرانی، ایالات متحده و اسرائیل را با هدف تشدید خشکسالی، متهم به دستکاری الگوهای آب و هوایی کرده است. این ادعاها بخشی از الگوی بزرگتری است که مشکلات داخلی مانند مدیریت نادرست آب را به عوامل خارجی نسبت میدهد. البته مشابه این اتهام بستن ها در کشور هایی چون ترکیه و عراق نیز دیده میشود.
چیستی ابرها و چرخه آب: پایههای علمی
ابرها از قطرات آب مایع یا کریستالهای یخ تشکیل شدهاند، اما مقدار آب مایع در آنها بسیار کم و حدود 50 گرم در هر متر مربع است. در مقابل، بخار آب جو حدود ۲۵ کیلوگرم در هر متر مربع است. بارش جهانی حدود ۲.۵ کیلوگرم در هر متر مربع در روز است که با میزان تبخیر تعادل دارد. لذاست که اگر تمام آب یک ابر استخراج شود، جو، آن را در کمتر از نیم ساعت جایگزین میکند. این چرخه سریع نشان میدهد که ابرها گذرا هستند و دزدیدن آن ها غیر ممکن به نظر می رسد.
ابرها تنها 500/1( یک پانصدم)آب جو رادر خود نگه میدارند و در صورت تبخیر آن ها جو به سرعت تعادل را برقرار میکند. حتی اگر فناوری پیشرفتهای در راستای ربودن ابرها وجود داشته باشد فیزیک جو چنین اجازه ای نمیدهد. سازمان ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده آمریکا موسوم به NOAA تأکید کرده که انجام عملیات هایی با امکان ایجاد تغییرات گسترده مانند دزدی ابرها فراتر از قابلیتهای علمی فعلی است. همچنین یک مطالعه در سال ۲۰۲۳ نتیجهگیری کرد که حتی با بهترین فناوری، نمیتوان ابرها را دزدید. البته ادعاهای برخی مقامات ایران توسط کارشناسان متخصص داخلی نیز رد شده اند، برای مثال رئیس سازمان هواشناسی ایران در باب ادعای ابر دزدی اظهار داشت که: «اصلا چنین چیزی ممکن نیست. خشکسالی ایران بیشتر به تغییرات آب و هوایی و استخراج بیش از حد آب مربوط می شود».
فناوری بذرپاشی ابرها
بذرپاشی ابرها (cloud seeding) از دهه ۱۹۴۰ توسعه یافته و شامل پاشیدن مواد شیمیایی مانند یدید نقره برای تشکیل کریستالهای یخ و افزایش بارش است. این روش میتواند بارش را تا حدود ۱۰ درصد افزایش دهد اما اثرات آن محلی است. مثلاً چین در المپیک ۲۰۰۸ پکن از این روش برای کنترل بارش استفاده کرد. با این حال، این فناوری که مفهومی کاملا علمی دارد و باید از پدیده ابر دزدی تمییز داده شود، نمیتواند ابرها را منتقل کند یا از یک کشور برباید زیرا همانظور که پیش تر گفته شد، ابرها به سرعت تشکیل میشوند و تأثیرآن ها بر مناطق دور بسیار ناچیز است.
دیدگاه حقوق بینالملل: کنوانسیون دستکاری محیط زیست
به طور کلی در نظام حقوق بین الملل موجود نص مشخصی در باب وضعیت حقوقی ابرها وجود ندارد.اما کنوانسیون های زیست محیطی دیگری هستند که می توان در صورت امکان از مفاد آنان اماره گرفت و به بحث حاضر تعمیم داد. یکی از مرتبط ترین این کنوانسیون ها، کنوانسیون دستکاری محیط زیست موسوم به ENMOD می باشد. این کنوانسیون که بهطور رسمی «کنوانسیون ممنوعیت کاربرد نظامی یا هر گونه کاربرد خصمانه از تکنیکهای دستکاری محیط زیست» نامیده می شود و از سال 1978 لازم الاجرا شده، یک معاهده بینالمللی است که کاربرد نظامی یا دیگر کاربردهای خصمانه از تکنیکهای دستکاری محیطزیست با پیامدهای گسترده، که طولانیمدت یا شدید باشد را ممنوع می نماید. ماده 1 این کنوانسیون به صراحت کشورها را متعهد می کند تا از استفاده های خصمانه از محیط زیست خودداری کنند اما در ماده 3 باب را برای هر گونه استفاده صلح آمیز باز گذاشته است. ارتباط این کنوانسیون با بحث نظام حقوقی ابرها از این جهت است که گفته می شود ابر ها نیز جزئی از زیست بوم آب و هوا و خاک و حیوانات و گیاهان محسوب می شوند و جزئی جدا ناپذیر از این زیست بوم هستند. لذاست که هر سند بین المللی مرتبط با محیط زیست و حمایت از آن ( البته در صورت اعمال) می تواند برای وضعیت ابرها و باران های ناشی از آن ها مفید فایده تلقی گردد. اما نکاتی در باب این کنوانسیون وجود دارد که شایسته توجه است: اول اینکه این کنواسیون مختص زمان جنگ است نه صلح؛ به عبارت دیگر به صراحت ماده 1 این کنوانسیون، دولت های عضو این معاهده متعهد شده اند تا از فناوری های تغییر محیط زیست که دارای اثرات جدی، گسترده یا پایدار بر محیط زیست می باشد در جریان مخاصمات و در گیری ها اجتناب کنند. دوم اینکه این معاهده فقط دول عضو خود را در برابر یکدیگر متعهد می کند نه دولت های غیر عضو را. به عبارت دیگر اگر دولتی که عضو این معاهده نیست اقدامات مندرج در این معاهده را انجام دهد دول عضو نیز در پاسخ می توانند همان کار را در برابر او انجام دهند و برای مثال از فناوری های ممنوعه استفاده کنند. سوم اینکه مفاد مواد کنوانسیون پر از ابهام اند و بار تفسیر را حسابی باز گذاشته اند. برای مثال مسئله «تهدید» به استفاده از سلاح ها یا ابزارهایی که باعث آسیب و دستکاری به محیط زیست می شود در این کنوانسیون ممنوع نشده است. یا مفاهیمی چون «آسیب های گسترده، پایدار یا جدی ناشی از فناوری های تغییر محیط زیست» چندان که باید روشن نیستند و باب تفسیر گسترده را باز می گذارند. همچنین بحث هایی در مورد عرفی شدن یا نشدن کل یا برخی از مواد این کنواسیون در نظام حقوق بین الملل موجود وجود داشته و هنوز اجماع دقیقی در این زمنیه دیده نمی شود.
در باب نطام حقوقی حاکم بر ابرها نیز باید گفت که علی رغم شباهت ظاهری مفاد این کنوانسیون به بحث (ابر دزدی)، هیچکدام از مفاد آن قابلیت انطباق بر این موضوع را به دلیل فقدان پایه علمی، نداشته و تنها با تفسیراتی می توان بحث های مربوط به کشت باران و بارور کردن ابرها را به عنوان ایجاد نوعی تغییر در محیط زیست ذیل مفاد این کنوانسیون تحلیل نمود.
نتیجه گیری: ادعای دزیدن ابرهای ایران، افسانه ای خیالی
در بررسی جامع ادعای دزدی ابرهای ایران، که در سالهای اخیر به ویژه با تشدید بحران آب در کشور به یک موضوع پربحث تبدیل شده، میتوان به نتیجهگیری قاطعی رسید که این پدیده بیشتر ریشه در تئوریهای توطئه دارد تا واقعیتهای علمی و حقوقی. این ادعا، که اغلب توسط برخی مقامات و رسانهها مطرح میشود، مبنایی برای منحرف کردن توجه از مشکلات داخلی مانند مدیریت ناکارآمد منابع آب، تغییرات اقلیمی جهانی و استخراج بیش از حد آبهای زیرزمینی است. کارشناسان هواشناسی و اقلیمشناسان، هم در داخل ایران و هم در سطح بینالمللی، با قاطعیت این ایده را رد میکنند و تأکید دارند که فناوری بشر هنوز به سطحی نرسیده که بتوان ابرها را از یک کشور به کشور دیگر دزدید یا منحرف کرد. از منظر علمی نیز فرایند تشکیل ابرها و بارش بر پایه چرخه طبیعی آب در جو استوار است. ابرها حاوی مقدار محدودی آب مایع (حدود ۵۰ گرم در هر متر مربع) هستند و بخار آب جو به سرعت آنها را جایگزین میکند. فناوری بارورسازی ابرها، که تنها روش شناختهشده برای دخالت انسانی در بارش است، با پاشیدن مواد شیمیایی مانند یدید نقره، میتواند بارش را حداکثر ۱۰ درصد در مقیاس محلی افزایش دهد، اما این روش نمیتواند ابرها را جابهجا کند یا از یک منطقه جغرافیایی وسیع به دیگری منتقل نماید. دادههای بارش در کشورهای همسایه نیز این ادعای ابر دزدی را نقض میکنند. برای مثال در سال های اخیر، ترکیه با کاهش ۲۱ درصدی بارش، آذربایجان با کاهش۵۴ درصد، ترکمنستان با ۱۰ درصد و ارمنستان با کاهش ۶۲ درصدی میانگین بارش خود مواجه بوده اند، که نشاندهنده یک بحران منطقهای است نه یک توطئه هدفمند علیه ایران. یکی از کارشناسان برجسته هواشناسی کشورتأکید دارد که موقعیت جغرافیایی ایران، با خشکی ذاتی و تأثیر پرفشار جنب حارهای، عامل اصلی عدم ورود سامانههای بارشی است. او میگوید: «ماجرای ابردزدی بیشتر یک فضاسازی رسانهای است و ایران به دلیل سوء مدیریت منابع آبی و بحران تغییر اقلیم در دورههای مکرر خشکسالی قرار دارد.»
در نهایت، راهحل بحران آب ایران نه در جستجوی دشمنان خارجی، بلکه در تمرکز بر سیاستهای داخلی پایدار نهفته است. سرمایهگذاری در فناوریهای نوین مانند بارورسازی ابرها در مقیاس محلی (که ایران پروژههایی در استانهایی مانند یزد اجرا کرده)، بهبود مدیریت آب، حفاظت از منابع زیرزمینی و همکاری بینالمللی با کشورهای همسایه میتواند این چالش را به فرصتی برای توسعه تبدیل کند.